مسجد رسول در عهد عمر خطَّاب پيش او اين آيتها مىخواندند ، عبد اللَّه عبّاس گفت :
اقتتل الرّجلان - چنان كه شنيده بود از على - عليه السّلام - عمر گفت : چه معنى دارد اين سخن در اين جا ؟ گفت : از ( 1 ) ضمن اين دو آيت بوى خصومت و قتال دو كس مىآيد . گفت : چگونه ؟ گفت : براى آن كه آن كس كه خود را به رضاى خدا در راه خداى بفروشد او آمر معروف و ناهى منكر باشد ، اين معروف بر هر كس بكند چون به كافر ( 2 ) منافق متعدّى رسد ، او را گويد : « اتّق اللَّه » ، و چون نام خداى شنود ، * ( أَخَذَتْه الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ ) * ، او را انفت ( 3 ) بر آن دارد كه ناهمواريى كند و گويد ، از ميان قتال و خصومت آمد ( 4 ) . عمر بپسنديد ( 5 ) و گفت : بارك اللَّه عليك يا غوّاص غص ، اى غوّاص فرو شو كه نيك غوّاصى مىكنى ، و اين غوّاصى ( 6 ) استادش بود ، عمر ( 7 ) گمان برد كه از غوص ( 8 ) اوست .
قوله : * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَه ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه ) * ، شرى اذا باع ، و يشري ( 9 ) [ اذا ] ( 10 ) يبيع ، كسائى در همهء قرآن امالت كند ( 11 ) * ( مَرْضاتِ اللَّه ) * خواند ، و نصب « ابتغاء » على انّه مفعول له .
مفسّران خلاف كردند در سبب نزول ( 12 ) آيت ، و آن كه ( 13 ) آيت در حقّ كه فرود آمد .
ضحّاك گفت : آيت در زبير و مقداد فرود آمد چون برفتند و خبيب را از درخت بگرفتند - چنان كه قصّه يش ( 14 ) برفت .
و جماعتى ديگر مفسّران گفتند : آيت در صهيب رومى آمد كه او برخاست تا هجرت كند و بيايد از مكّه به مدينه . قريش خبر بداشتند ( 15 ) ، از پى او بيامدند ، چون در
هامش
( 1 ) . دب : در .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز دب و .
( 3 ) . لب ، فق ، مب ، مر : انفس .
( 4 ) . مج ، وز ، آج ، فق ، مب ، مر : آيد .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بشنيد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : غوّاص .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق چنان .
( 8 ) . مج ، مب ، آج ، لب : آن غواص ، وز : كه غوّاص ، دب : از غوّاصى .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : يشترى .
( 10 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 11 ) . دب ، مب ابتغاء .
( 13 - 12 ) . دب اين .
( 14 ) . قصه يش قصه اش ، مج ، وز ، دب : قصّه پيش ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : قصّه از پيش .
( 15 ) . مج : خبر دادند ، آج ، مر : قريش چون اين بدانستند .