تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
او رسيدند ، او از شتر فرود آمد و كمان بزه كرد و گفت : بينى كه در اين كنانه ( 1 ) چند تير است ، و شما دانى كه تير من خطا نشود ، هر تيرى در دل مردى نشانم . آنگاه به نيزه قتال كنم ، آنگاه به شمشير تا كشته شدن ( 2 ) . اگر خواهى مالى و قنيتى ( 3 ) كه مراست در مكّه به شما تسليم كنم ، مرا و دين مرا رها كنى . به آن راضى شدند و از او برگشتند ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد و اين قول سعيد بن المسيّب است ، و اين قول خطاست براى آن كه اگر چنين بودى خداى تعالى « يشري » نگفتى كه يبيع ( 4 ) باشد ، « يشترى » گفتى كه يبتاع باشد ، براى آن كه او مال بداد و نفس باز خريد ، و معنى آيت آن است كه : نفس بفروشد و به بها رضاى خدا بستاند . و بعضى ديگر گفتند : آيت در باب امر به معروف [ 263 - ر ] و نهى منكر آمد - چنان كه حكايت كرده شد از عبد اللَّه عبّاس و قوله : اقتتل الرّجلان . ابو امامه روايت كند كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : افضل الجهاد كلمة حقّ عند امام جائر ، گفت : فاضلتر جهادى كلمتى حق بود نزديك ( 5 ) اميرى ظالم . و جابر عبد اللَّه انصارى روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت : سيّد شهيدان روز قيامت حمزه عبد المطَّلب باشد ، و مردى كه برخيزد بنزديك امامى جائر ، او را امر معروف كند و نهى منكر كند ، اين مرد ( 6 ) او را بكشد . عبد اللَّه عبّاس گفت ، و ( 7 ) در تفسير اهل البيت - عليهم السّلام - آمده است كه : آيت در شأن امير المؤمنين على - عليه السّلام - آمد در شب غار . چون رسول - عليه السّلام - از مكّه به مدينه خواست آمدن ، و آن شب مشركان قصد آن كردند كه به سر پيغامبر فرو شوند و او را بكشند ، جبريل آمد و رسول را - عليه السّلام - از مكر ايشان خبر داد . رسول - عليه السّلام - گفت : پس چه بايد كردن مرا ؟ گفت : تو را ببايد رفتن و على را بر جاى خود بخوابانيدن ، چه اگر تو به روى و ايشان بيايند ، و تو را بر جاى خود نبينند ، بر پى تو بيايند و تو را رنجه دارند ( 8 ) . حق تعالى چنين مىفرمايد كه : على را بر بستر
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق من . ( 2 ) . مب : كشته شوم . ( 3 ) . فق : قيمتى ، مب : غنيمتى . ( 4 ) . آج ، لب : بيع . ( 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بنزديك . ( 6 ) . دب : اين جائر . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 8 ) . دب : تو را تعرّض رسانند .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 158 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي