او مغفور بود ، و آن حجّ كه كرده باشد كفّارت گناه او شده باشد .
و معاوية بن قرّه گفت : سواء ( 1 ) در هر نفرى كه بيايد ، خرج من ذنوبه كيوم ولدته امّه ، از گناه بيرون آيد چنان كه آن روز كه از مادر زاده باشد [ 257 - ر ] .
اسحاق بن يحيى گفت : مجاهد را از اين آيت پرسيدم ، گفت : « فلا إثم عليه الى قابل » ، معنى آن است كه : در هر نفر كه بيايد گناه بر او ننويسند تا دگر سال .
و سعيد بن المسيّب گفت : مردى در منا فرمان يافت . عمر خطاب را گفتند :
رغبت كنى كه بر او ( 2 ) نماز كنى ؟ گفت : چه منع كند مرا كه بر ( 3 ) مردى نماز كند كه تا او را بيامرزيدند گناهى نكرد ، و اين اخبار قوّت قول دوم است قوله : * ( لِمَنِ اتَّقى ) * ، آن را كه بپرخيزد ( 4 ) .
در « او » خلاف كردند ، عبد اللَّه عبّاس گفت : در روايت عوفى و كلبى مراد آن است لمن اتّقى قتل الصّيد ، آن را كه بپرخيزد ( 5 ) از آن كه صيد كند و صيد كشد ، كه در ايّام تشريق صيد نشايد كردن .
قتاده گفت : مراد آن است كه آن را كه در صيد چيزى نكند كه خداى تعالى از آن نهى كرده است . ابو العاليه گفت : معنى آن است كه حجّ او كفّارت گناه ( 6 ) شود اگر فيما بقى من عمره از گناه اتّقا و اجتناب كند . و عبد اللَّه مسعود گفت : لمن اتّقى اللَّه في حجّه ، آن را كه در حجّ از خداى بترسد . و در مصحف عبد اللَّه چنين ( 7 ) نوشته است كه : لمن اتّقى اللَّه .
عبد اللَّه عبّاس گفت : لمن اتّقى عبادة الاصنام و معاصى اللَّه ، آن را كه از كفر و شرك پرخيزد ( 8 ) .
آنگه گفت : و من خواستمى كه از آنان بودمى كه اسم تقوا متناول بود ايشان را .
* ( وَاتَّقُوا اللَّه ) * ، از خداى بترسى في جميع الاحوال من الاقوال و الافعال ، در جميع
هامش
( 1 ) . مب : خواه .
( 2 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : بر اين مرد ، مر : بر اين مرده .
( 3 ) . مج : بر سر .
( 5 - 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بپرهيزد .
( 6 ) . دب : گناهان ، مب : گناه او .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب : عبد اللَّه جبير ، مر : عبد اللَّه عمر .
( 8 ) . مج ، وز : بپرخيزد ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بپرهيزد .