در اوّل خلاف كردند با ما و در آخر وفاق . و مذهب شافعى موافق مذهب ماست ، و اين قول عطاست و اختيار ابو على الجبّائىّ گفت ( 1 ) براى آن كه روز عيد وقت نماز پيشين آن وقت بود كه حاجيان از لبّيك زدن خاموش شوند بايد كه ( 2 ) تكبير كردن آغاز كنند ، و نماز پيشين ايّام تشريق آخر نماز بود كه [ به منا كنند ] ( 3 ) على اختلافهم فى النّفر ، و به مذهب ما اين تعليل درست نيست .
امّا كيفيّت تكبير : مذهب اهل مدينه و شافعى آن است كه به اوّل سه بار تكبير كنند متوالى ، و مذهب ابو حنيفه و اهل عراق دو بار ، و مذهب ما در اوّل دو تكبير است ، و بنزديك فقها - على اختلافهم في بعضها : اللَّه اكبر اللَّه اكبر اللَّه اكبر ( 4 ) لا إله الَّا اللَّه و اللَّه اكبر اللَّه اكبر و للَّه الحمد ، و بنزديك ما : للَّه الحمد على ما هدانا و له الشّكر على ما اولانا و رزقنا من بهيمة الانعام ، و اين زيادت فقها را نيست .
و ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت :
ايام التشريق ايام اكل و شرب و ذكر الله .
و از صادق - عليه السّلام - روايت كردهاند ( 5 ) كه گفت : رسول - عليه السّلام - بفرمود تا منادى ندا كرد در ايّام تشريق كه :
انها ايام [ اكل و شرب و ] ( 6 ) بعال
، و « البعال »
قال - عليه السّلام - [ 256 - پ ] : [ ملاعبة ] ( 7 ) الرجل اهله و المرأة بعلها .
قوله : * ( فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ ) * ، هر كه او تعجيل كند در دو روز ، يعنى در نفر ، در روز دوم اگر خواهد كه در نفر اوّل بيايد ، و نفر اوّل در دوم ايّام تشريق بود ، و سهام روز عيد . و معنى « نفر » بيامدن از منا بود روا باشد و هو قوله تعالى : * ( فَلا إِثْمَ عَلَيْه . ) * و اگر تأخير كند و توقّف تا در نفر اخير بيايد ، اوليتر بود ، و آن سوم ايّام تشريق بود و چهارم عيد ( 8 ) ، جز آن كه ( 9 ) در نفر اوّل بيايد لا بدّ از پس زوال بايد كه بيايد ، و اگر در نفر دوم آيد روا بود كه پيش از زوال بيايد .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : گفتند :
2 . دب در .
( 3 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، عبارت : « اللَّه اكبر » را ندارد .
( 5 ) . مج : كرده است .
( 7 - 6 ) . اساس : زير وصّالى رفته است ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . مج و .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها اگر .