تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بنواختى او را از آن كه باطن او ندانست . پس از ميان او و ثقيف خصومتى افتاد ، شبيخونى برد ( 1 ) آن جا و چهار پاى ايشان ( 2 ) بكشت و كشت ( 3 ) ايشان بسوخت . سدّى گفت : به زرعى از آن مسلمانان بگذشت و چهار پايانى ، چهار پايان را بكشت و زرع ( 4 ) بسوخت . مقاتل گفت : او را بر غريمى مال ( 5 ) بود در طايف ، برفت كه آن مال بستاند ، خرمنى گندم از آن آن ( 6 ) مرد بسوخت و ماديانى پى بكرد ، خداى تعالى در او اين آيت بفرستاد . عبد اللَّه عبّاس و ضحّاك گفتند : آيت در سريّت رجيع آمد ، و آن آن ( 7 ) بود كه كفّار قريش گفتند : ما اسلام آورديم جماعتى علماى اصحابت ( 8 ) به ما فرست تا ما معالم دين خود از ايشان بياموزيم ، و اين مكرى بود كه كردند . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - خبيب بن عدىّ الأنصارىّ را و مرثد بن ابى مرثد الغنوىّ را و خالد بن بكير ( 9 ) را ، و عبد اللَّه بن طارق را ، و زيد بن الدّثنه ( 10 ) آن جا فرستاد ، و عاصم بن ثابت را بر ايشان امير كرد . ايشان روى به مكّه نهادند جايى فرود آمدند كه آن را ( 11 ) بطن الرّجيع گويند از ميان مكّه و مدينه ، و ايشان خرماى عجوه داشتند ، از آن خرما بخوردند و استخوان ( 12 ) آن آن جا بيفگندند . عجوزى آن جا بگذشت و آن استخوان ( 13 ) بديد بدانست كه آن استخوان ( 14 ) عجوه است ، و آن جنس خرما به مدينه باشد . بيامد و قوم خود را گفت : در اين راه اهل مدينه گذشته‌اند . گفتند : چه دانى ؟ گفت : استخوان ( 15 ) خرما عجوه ديدم ، و آن جز به مدينه نباشد . هفتاد مرد برخاستند و سلاح برگرفتند و به آن راه از قفاى ايشان برفتند تا
هامش
( 1 ) . مج : شبيخون بزد . ( 2 ) . مب : چهار پايان ايشان را . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : كشتهاى . ( 4 ) . مج : مزرع ، مب را . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز مب : مالى ، مب : وامى . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : از آن . ( 7 ) . مب : چنان . ( 8 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق را ، مب : اصحاب ، مر : صحابه را . ( 9 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : خالد بن بكر با توجّه به مراجع و منابع مربوط به اعلام ، تصحيح شد . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها را ، مب با . ( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر مقام . ( 15 - 14 - 13 - 12 ) . مج : استخان .