و بعضى دگر گفتند : مراد خود سه ماه تمام است ، براى آن كه تمامى حجّ در تمامى ماه ذو الحجّه پيوسته است ، نبينى كه متمتّع چون هدى نيابد بهايش رها كند ( 1 ) بنزديك كسى تا بخرد و به نيابت او بكشد ( 2 ) به منا در طول ذى الحجّه . پس از اين « وجه ذو الحجّه به يك بار از جمله ماههاى حجّ باشد ، و اين وجهى قريب است .
اكنون بدان كه : هر كس كه در جز اين ماهها احرام گيرد ، احرامش درست نباشد به حجّ و آن عمره سنّت باشد ، چنان كه آن كس كه در نمازى شود پيش [ 246 - ر ] از وقت آن نماز او را به نافله اى مجزى باشد ، و اين قول عطا و طاووس و مجاهد است ، و مذهب اوزاعى و شافعى . و مذهب مالك و ثورى و ابو حنيفه و محمّد مكروه است كه چنين كند اگر كند روا باشد و مجزى از او . و مذهب ما آن است كه : احرام پيش از وقت حجّ و رسيدن او به ميقات اهلش درست نباشد ، دليل ما قوله تعالى : * ( الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ . ) * و المعنى وقت الحجّ و اوان الحجّ . چون تخصيص كرد حجّ را به اين ماهها بايد تا مخصوص باشد ، و الَّا اين تخصيص را فايده ( 4 ) نبود چون نماز نبينى كه چون تخصيص كرد آن را به مواقيت هر يكى مختصّ آيد به وقتى ، چون پيش از وقت كند درست نباشد ، فكذلك الاحرام بالحجّ .
* ( فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ ) * ، قيل معناه : قدّر ، هر كه او در اين ماهها با خويشتن تقرير و تقدير حجّ كند ، و گفتهاند معنى آن است كه : فمن اوجب على نفسه ، هر كه او در اين ماهها بر خويشتن [ حجّ واجب كند ] ( 5 ) بالخوض فيه ، به آن كه در او خوض و شروع كند از احرام و لبّيك زدن و آنچه افعال حجّ بود . * ( فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدالَ ) * ( 6 ) ، ابن كثير و ابو عمرو و يعقوب خواندند : فلا رفث و لا فسوق و لا جدال ( 7 ) ، اين دو به رفع ، و اين ( 8 ) باز پسين به فتح ، چنان كه اميّه گفت :
فلا لغو و لا تأثيم فيها
و ما فاهوا به لهم ( 9 ) مقيم
هامش
( 1 ) . مب : بهاى هدى گذارد .
( 2 ) . مج ، وز : بكشاند ، مب او در هدى بكشد .
( 3 ) . مب : پس بدين .
( 4 ) . مب : فاييده
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر في الحجّ .
( 7 ) . آج ، فق ، مب فى الحج ، لب فى الحجّة .
( 8 ) . لب ، فق ، مر دو ، مب : آن دو .
( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب : ابدا .