و در احداثى كه در زمين افتادى و خواستى بودن آن را دروغها به اضافه ( 1 ) بردندى و با مردمان بگفتندى تا مردم اعتقاد كردندى كه شياطين غيب مىدانند .
چون سليمان را - عليه السّلام - به پيغامبرى بفرستاد خداى تعالى ، و او را پادشاه كرد بر جنّ و انس و وحوش و طيور ، او شياطين را بگرفت و آن كتابها از ايشان بستد و در زير سرير ( 2 ) خود دفن كرد تا شياطين بر آن راه نيابند .
چون سليمان از دنيا بشد ، ديوى بيامد و بنى اسرايل را گفت : من شما را ره نمايم بر علم سليمان و آنچه سليمان به آن جنّ و انس را مسخّر كرد ؟ گفتند : بنماى .
گفت : زير سريرش ( 3 ) بشكافى و در آن جا صندوقى يا بى پر از كتاب . آن كتابها بر دارى و كار بندى كه آن علم سليمان است . همچنان كردند و آن كتابها كه سليمان از ديوان بستده بود ، همه سحر و جادوى و نيرنجات در آن جا نوشته ، برداشتند و بديدند سحر بود ، از آن جا بيرون آوردند و در ميان مردمان خبر فاش گشت كه سليمان - عليه السّلام - پادشاه ساحر بود .
چون جهودان با رسول ما - عليه السّلام - در حقّ سليمان خصومت كردند و گفتند :
او ساحر بود ، رسول - عليه السّلام - ايشان را زجر كرد ، خداى تعالى تصديق رسول را و ردّ بر جهودان و براءت ساحت سليمان اين آيات فرستاد .
قوله : * ( وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ ) * ، يقال : تبعه و اتّبعه و أتبعه بمعنى واحد پسروى كرد او را ، فعل و افتعل به يك معنى آمد ( 4 ) و بيان افعل به اين معنى قوله تعالى :
فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُه بَغْياً وَعَدْواً ( 5 ) . . . ، و اتبع نيز آن باشد كه كسى را تبع كسى گردانند و چيزى از پى چيزى ببرد ، كما قال تعالى : وَأَتْبَعْناهُمْ فِي هذِه الدُّنْيا لَعْنَةً ( 6 ) . . . ، [ و اين ] ( 7 ) متعدّى باشد به دو مفعول . « و اتّبعوا » ، يعنى اليهود ، پسروى كردند ( 8 ) جهودان : * ( ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ ) * ، « ما » موصوله است [ بمعنى ] ( 9 ) الَّذي ، آنچه شياطين مىخواندند ، من التّلاوة بمعنى القراءة ، يقال : تلوت القرآن تلاوة اذا قرأته ، و اين قول
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : به اضافتهاى دروغ .
( 2 ) . دب : سر .
( 3 ) . مب ، مر : سرش .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 5 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 90 .
( 6 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 42 .
( 7 ) ، 9 . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها يعنى .