و در شاذّ خواندند : عوهدوا . * ( عَهْداً نَبَذَه ) * ، اى رماه ، و « نبذ » انداختن باشد ، و منه قوله :
فَنَبَذْناه بِالْعَراءِ ( 1 ) . . . ، و نبيذ از اين جاست ، فعيل بود به معنى مفعول ، و شاعر گفت :
نظرت الى عنوانه فنبذته
كنبذك نعلا اخلقت من نعالكا
* ( فَرِيقٌ مِنْهُمْ ) * ، گروهى از ايشان ، و آن احبار و رؤساى ايشان بودند . « منهم » ، من اليهود . * ( بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ) * ، « بل » اضراب را بود . حق تعالى براى تسليه ( 2 ) رسول باز نمود كه اينان بيشتر ايمان نيارند تا دل عزيز او در بند ايمان ايشان نباشد .
* ( وَلَمَّا جاءَهُمْ ) * ، چون آمد به ايشان . مراد به ايشان جهودان عصر رسولند ، و اگر چه رسول - عليه السّلام - مبعوث بود به ايشان و جز ايشان ، و لكن براى قرينه حال تخصيص كرديم [ به ايشان ] ( 3 ) .
ابو مسلم گفت : روا بود كه مراد به رسول رسالت بود ، چنان كه كثيّر گفت :
فقد كذب الواشون ما بحت عندهم
بليلى و لا ارسلتهم برسول ( 4 )
و مراد نه مجىء شخص است ، مراد قيام اوست به حجّتهاى خدا در اداى رسالت ، و مراد به رسول محمّد است - صلَّى اللَّه عليه و آله . * ( مِنْ عِنْدِ اللَّه ) * ، از نزديك خدا ، يعنى به فرمان او و حجّت و آيات او [ 118 - پ ] . * ( مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ ) * ، صفت رسول است و آن كه او تصديق مىكند كتاب ايشان را ، و اين بر سبيل تحريض است ايشان را بر ايمان به رسول - عليه السّلام - براى آن كه آن كس كه بيايد و كتاب ايشان را و پيغامبر ايشان را طعن نزند و تصديق كند اوليتر آن باشد كه او را تصديق كنند * ( نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * ، فريق اى جماعة ، و « من » تبعيض راست .
و مراد به اصحاب كتاب اين جا جهودانند . * ( كِتابَ اللَّه ) * ، گفتند : مراد قرآن است كه ايمان نياوردند به آن و كار نبستند آن را . و گفتند : مراد توريت است كه در آن جا ذكر محمّد بود - صلَّى اللَّه عليه و آله - و نعت و صفات او .
* ( وَراءَ ظُهُورِهِمْ ) * ، با پس پشت ( 5 ) ، كنايت است از آن كه ترك كلَّى كردند آن را و
هامش
( 1 ) . سورهء صافّات ( 37 ) آيهء 145 .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تسلَّى .
( 3 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر اى برسالة ، دروغ گفتند سخن چينان كه آشكارا نكردم نزديك ايشان اين زن را و نفرستادم به ايشان پيغامى .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : با پس پشتهاى ايشان و اين .