كه آنگه روا بود وصى را كه آن بگرداند - چنان كه در آيت ديگر بيايد . و در آيت دليل است بر آن كه خداى تعالى به گناه كسى ديگرى را نگيرد .
* ( إِنَّ اللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * ، اى سميع لقول الموصي ، خداى شنواست ، بشنود قول وصيّت كننده اگر به عدل كند و اگر به حيف ، داناست به آنچه وصىّ كند از تبديل و خلاف تبديل ، از وصيّت به جاى آوردن و قول موصى كار بستن . و در آيت زجر است و تهديد از تبديل و تغيير وصيّت ، و نيز قوله : * ( سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * وارد است مورد تهديد و وعيد تا مكلَّف را داعى بود به فعل واجب ، و صارف بود از فعل قبيح .
قوله : * ( فَمَنْ خافَ مِنْ مُوصٍ ) * ( 1 ) * ( جَنَفاً ) * ، ابن ( 2 ) كثير و نافع و ابو عمرو و حفص عن عاصم خواندند ( 3 ) : « من موص » . به تخفيف من أوصى يوصي إيصاء ، و باقى قرّاء خواندند ( 4 ) : « من موصّ » به تشديد « صاد » من وصّى يوصّي توصية ، و گفتهاند : اوصى و وصّى يكى باشد ، و گفتهاند : وصىّ بليغتر باشد از اوصى .
آنگه قديم - جلّ جلاله - باز نمود كه : اين تبديل بر سبيل عموم منهى نيست ، بل روا بود كه از موصي ميلى و شططى رفته باشد . چون حال چنين بود ، روا باشد وصى را كه تغيير و تبديل كند ، گفت : هر كه ترسد كه موصي حيفى و ميلى كرده باشد او تبديلى كند بر سبيل اصلاح ، * ( فَلا إِثْمَ عَلَيْه ) * ، بر او حرجى و بزه نباشد در برابر آن كه گفت : * ( فَإِنَّما إِثْمُه ) * ، و اين به مثابت تخصيص عمومى است يا ( 5 ) اخراج بعضى از جمله ، براى آن كه تقدير چنان است كه : * ( فَإِنَّما إِثْمُه ) * ، يعنى اثم التّبديل على الَّذين يبدّلونه الَّا من بدّل جنفا ، او شيئا على [ 217 - ر ] سبيل الاصلاح ، فانّه لا اثم عليه .
اگر گويند چگونه گفت : * ( خافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفاً ) * ، و خوف ( 6 ) به ماضى تعلَّق ندارد « و آنچه موصى كرده باشد گذشته بود ؟ گوييم از اين دو جواب است :
يكى آن كه : « خوف » ( 8 ) اين جا به معنى « ظنّ » باشد ، چه اصل و مرجع او با ظنّ است ، چنان كه إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّه ( 9 ) ، المعنى الَّا ان يظنّا ، و مانند
هامش
( 1 ) . اساس : موحّس ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 2 ) . مج : و ابن .
( 4 - 3 ) . همهء نسخه بدلها : خوانند .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : تا .
( 6 ) . مج : حذف .
( 7 ) . مج ، وز ، دب : ندارند .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها در .
( 9 ) . سورة بقره ( 2 ) آيهء 229 .