اين بسيار است . و « ظنّ » به ماضى و مستقبل تعلَّق دارد ، چنان كه : اظنّ انّه فعل ( 1 ) كذا .
و جواب دوم آن است كه : « خوف » در ظاهر به ماضى تعلَّق دارد و در معنى به مستقبل ، براى آن كه اگر چه متعلَّق « خوف » در ظاهر جنف و ميل است از موصى معنى و بال و ضرر عاقبت جنف است و آنچه او مؤدّى بود با آن و آن مستقبل است .
و گفتهاند : « خوف » اين جا به معنى علم است ، و نيز في قوله : إِلَّا أَنْ يَخافا ( 2 ) . . . ،
چنان كه شاعر گفت :
و لا تدفننّي بالفلاة فإنّني
اخاف اذا ما متّ ان لا أذوقها
اى اعلم ، و علم به ماضى و مستقبل تعلَّق دارد ، و اين وجهى باشد سهام جز كه طريقه ( 3 ) يكى است اين را و وجه اوّل را . * ( جَنَفاً ) * ، جورا و ميلا عن الحقّ ، قال الشّاعر :
هم المولى و ان جنفوا علينا
و انّا من لقائهم لزور ( 4 )
و منه قوله : غَيْرَ مُتَجانِفٍ ( 5 ) . . . ، اى متعمّد لميل ( 6 ) ، و رجل اجنف مردى باشد كه يك جانبش ميل كسى كند و از يك جانب ميل دگرى ( 7 ) ، و معنى آن است كه : چون موصى حيفى و ميلى و ناواجبى كرده باشد ، وصى را هست كه با قوام و قاعده آرد ، و اين مروى است از صادق - عليه السّلام - و قول حسن و قتاده و طاووس است .
بهرى دگر گفتند : معنى آن است كه اگر وصى بيند كه موصى در حال وصايت حيف و ظلمى مىكند ، و وصيّت نه به جاى خود مىنهد ، و اضرارى مىكند به وارثان ، بر او اثم نباشد اگر او را تنبيه كند و ارشاد و صلاح با او نمايد تا از ميان موصى لهم ( 8 ) و از ميان ورثه گفتاگوى ( 9 ) نباشد ، و نيز بر موصى و بال نباشد ، و بر اين قول خوف به امرى ( 10 ) مترقّب متعلَّق بود از ضرر خلاف و فسادى كه حاصل شود از ميان ورثه و
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : افعل .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 229 .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : طريق .
( 4 ) . لب ، فق ، مب ، مر : لسرور .
( 5 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 3 .
( 6 ) . مر : بميل .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : يك جانب ميل كژى دارد .
( 8 ) . وز : موصحاله .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز وز : گفتگوى .
( 10 ) . مج : با وى .