است كه گفت :
لا يبيتنّ ( 1 ) احدكم الَّا و وصّيته تحت رأسه ،
نبايد كه هيچ كس از شما بخسپد ( 2 ) الَّا وصيّت او در زير سرش باشد .
و صادق - عليه السّلام - گفت :
الوصيّة حقّ على كلّ مسلم .
و رسول - عليه السّلام - گفت :
الوصيّة تمام ما نقص من الزّكوة
، وصيّت جبران ( 3 ) باشد كه از زكات فائت شده باشد . و صادق - عليه السّلام - گفت : هيچ بيمار نباشد كه به در مرگ رسد و الَّا خداى تعالى عقل و سمع و بصر با او دهد در در مرگ براى وصيّت ، و آن را مردمان راحت مرگ گويند ، و هم او گويد : هر كه بمرد و وصيّت نكرد ( 4 ) ،
فقد ختم عمله ( 5 ) بمعصية .
و رسول - عليه السّلام - گفت :
من لم يحسن وصّيته عند الموت كان ذلك نقصا في مروءته و عقله ،
هر كه او بنزديك مرگ وصيّت نيكو نكند نقصان بود در مروّت و عقلش .
و اصل « وصيّت » من وصى يصى باشد اذا وصل ، و وصّى و أوصى اذا اوصل الخير اليه .
* ( لِلْوالِدَيْنِ ) * ، يقال : اوصيت لفلان الى فلان ، موصى إليه وصىّ باشد ، و موصى له آن باشد كه در حقّ او وصيّت كرده باشد .
بهرى مفسّران گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه ايشان وصيّت كردندى [ 216 - ر ] در حقّ بيگانگان براى نام را ، و اقربا را محروم كردندى ، حق تعالى اين آيت فرستاد تا ايشان آن عادت رها كنند .
بهرى دگر گفتند : خداى تعالى اين آيت آنگه فرستاد كه مادر و پدر را و بهرى خويشان را نصيبى مفروض نبود . چون آيت مواريث آمد اين متروك شد ، و اين قول آن كس است كه گويد ( 6 ) آيت منسوخ است به آيت مواريث ، و ما بيان كرديم كه آيت محكم است و منسوخ نيست ، و جمع از ميان اين آيت و آيت مواريث ممكن است و عمل كردن بر هر دو . و اگر منسوخ بودى ، جمع از ميان ايشان درست نبودى .
هامش
( 1 ) . آج : لا يبتين .
( 2 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : نخسبد .
( 3 ) . وز ، دب : خبران ، لب : خبر آن ، فق : خير آن ، مب : تمام آن ، مر : خيران .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : بميرد و وصيت نكند .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عليه .
( 6 ) . مج : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : گفت .