و كسائى گفت : مفعول دوم . * ( وَآتَى الْمالَ ) * ، « واو » عطف است گفت بر * ( ذَوِي الْقُرْبى ) * ، كأنّه قال : و أتى المال هؤلاء المذكورين و الصّابرين ، و اين وجه نيك نيست ( 1 ) براى آن كه آيت در مدح دهندگان آمد ، نه در مدح ستانندگان ( 2 ) .
آنگه ( 3 ) حق تعالى صبر بر شدايد را بر سه نوع بنهاد ، گفت : آنان كه صبر كنند * ( فِي الْبَأْساءِ ) * ، اى فى الفقر و الجوع و سوء الحال ، يعنى بر درويشى و تنگدستى و گرسنگى ، * ( وَالضَّرَّاءِ ) * ، يعنى ، المرض و انواع السّقم و البليّات ، بر بيمارى ( 4 ) و انواع ابتلا به بلا . * ( وَحِينَ الْبَأْسِ ) * ، يعنى وقت الحرب ، اين دو نوع صبر ضرورى ( 5 ) است و آن يكى اختيارى ، آن كه بر آن دو گانه صبر نكند دست او جز به جزع نرسد ( 6 ) ، سود نداردش ( 7 ) ، و آن كه بر اين صبر نكند آن باشد كه ثبات نكند و بگريزد .
عبد اللَّه عبّاس گفت : * ( فِي الْبَأْساءِ ) * ، فى الشّدّة ، * ( وَالضَّرَّاءِ ) * ، الزّمانة . گفت :
« بأساء » و « بؤس » شدّت است ، و « ضرّاء » زمانت است ، يعنى بر جاى مانده باشد از بىپايى .
امّا صبر بر فقر هم از جملهء جهاد است : جهاد بر نفس و جهاد با شيطان . امّا نفس او را مطالبت كند به شهوات ، و امّا شيطان امر كند او را به غوايات ، چون دست بر هر دو فشاند جهاد كرده باشد .
در حكايات الصّالحين هست كه : فتح موصلى شبى در خانه آمد ، در خانهء او نه نان بود نه آب بود نه چراغ بود . نماز بكرد و سر بر زمين نهاد در سجده شكر ( 8 ) گريستن گرفت ( 9 ) و مىگفت : بار خدايا ! مرا به بىطعامى ابتلا كردى ، و در تاريكى بىچراغ بنشاندى . بار خدايا ! من اين درجه به كدام عمل يافتم ؟ و من خويشتن را اين پايه نمىدانم ، كه شايد كه تو با من اين كنى كه اين پايهء اولياست ، و من اين پايه ندارم . اين همانا از آداب امير المؤمنين - على - عليه السّلام - گرفته باشد كه او روزى بگذشت ، جماعتى را ديد تن درست جوان در گوشهء [ 208 - پ ] مسجدى نشسته و هر
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : است .
( 2 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب : استانندگان .
( 3 ) . مج : آنك .
( 4 ) . مج ، وز ، دب ، لب ، فق ، مر : شمارى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز دب : ضرورتى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها و جزع .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها او را .
( 8 ) . مب : و به سجده و شكر كرد .
( 9 ) . مب : گريه مىكرد .