* ( إِنَّما يَأْمُرُكُمْ ) * ، « انّما » براى اثبات خبر ( 1 ) باشد و نفى ما سواه ، براى آن كه « إنّ » تأكيد كلام را بود ، و « ما » چون حرف باشد اصل او نفى بود ، و اين « ما » را اين جا كافّه خوانند .
* ( يَأْمُرُكُمْ ) * ، مىفرمايد شما را يعنى شيطان * ( بِالسُّوءِ ) * ، اى بالاثم . و اصل « سوء » هر چه دژم بكند كسى را ، يقال : ساءه يسوؤه سوءا و مساءة اذا احزنه ، و سؤته فسىء اى حزنته فحزن ، قال الشّاعر :
ان يك هذا الدّهر قد ساءني
فطال ما قد سرّنى الدّهر
الامر عندي فيهما واحد
لذاك صبر و لذا شكر
* ( وَالْفَحْشاءِ ) * ، قيل : هو الزّنا ، گفتهاند : زناست ، و اين قول سدى است . و گفتهاند : هر معصيت كه عظيم و فاحش باشد آن فحشاست ، و گفتهاند : « سوء » آن گناه است كه از او حدّ ، واجب نيايد [ 196 - ر ] ، و « فحشاء » آن است كه به دو حدّ واجب باشد . و روا بود كه مصدر بود ، كالبأساء و اللأَّواء ( 2 ) و گفتهاند : فعلائى ( 3 ) است كه آن را افعل ( 4 ) نيست ، كالعذراء و الحسناء ، قال متمّم بن نويره :
لا يضمر الفحشاء تحت ثيابه
حلو شمائله عفيف الميزر
مقاتل گفت : هر كجا در قرآن « فحشا » است ، مراد به آن زناست الَّا في قوله تعالى : الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ ( 5 ) . . . ، كه آن جا مراد بخل است و منع زكات .
* ( وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ ) * ، و آن كه بر خداى آن گويى كه ندانى در دعوت ( 6 ) باطل از تحريم حرث و انعام و بحيره و سائبه ( 7 ) .
* ( وَإِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّه ) * ، عبد اللَّه عبّاس و ضحّاك گفتند : مراد مشركان عرباند ، چون گويند ايشان را كه متابعت آن كنى كه خداى فرو فرستاد ، گويند : لا بل متابعت آن كنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم از عبادت اصنام . بعضى
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : چيزى .
( 2 ) . دب ، آج ، لب : البلؤا .
( 3 ) . اساس : فعلان ، با توجّه به نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . مج ، وز ، مر : فعل .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 268 .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : از دعوى .
( 7 ) . مر صائبه و وصيله و حام .