مقيم الى ان يبعث اللَّه خلقه
لقاؤك لا يرجى و انت قريب [ 178 - پ ]
تزيد بلى في كلّ يوم و ليلة
و تنسى كما تبلى و انت حبيب
و اخبار و اشعار در اين معانى بىقياس است ، و اين كفايت است اين جا .
* ( أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ ) * ، ايشان آنانند كه بر ايشان صلوات است از خداى ايشان .
عبد اللَّه عبّاس گفت : اى مغفرة ، مراد به صلوات اين جا مغفرت است . ابن كيسان گفت : صلوات اين جا ثناست ، ديگران گفتند : صلات از خداى رحمت باشد ، و تكرار براى اختلاف لفظين افتاد ، چنان كه حطيئه گفت :
الا حبّذا هند و ارض بها هند
و هند أتى من دونها النّأى و البعد
و براى آن صلوات به جمع گفت كه صلاتى ( 1 ) خواست بعد صلاتى و رحمة ( 2 ) بخشايشى . * ( وَأُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ) * ، و ايشان راه يافتگانند ، يعنى به رحمت و ثواب .
و گفتند : الى الحقّ و الصّواب ، و گفتهاند : به كلمهء استرجاع . و بعضى از صحابه چون اين آيت بخواندى ( 3 ) گفتى ( 4 ) : نعم العدلان و نعمت ( 5 ) العلاوة ، گفتى : نيك دو تنگ است ، يعنى صلوات و رحمت ، و نيك سربارى است ، يعنى هدايت برسرى .
در تفسير اهل البيت آمد كه : اين آيات در حقّ اهل البيت است . از صادق - عليه السّلام - روايت است كه او گفت : سبب نزول آيت آن بود كه ، چون خداى - جلّ جلاله - اين آيت فرستاد ( 6 ) : وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ( 7 ) . . . ، رسول - عليه السّلام - گفت :
نعم الخليل ابرهيم ابتلى فصبر و اعطى فشكر و لولا انّي اخاف على عترتي لسألت اللَّه لهم الأمامة و ما لهم و للدّنيا فانّهم خلقوا للآخرة و خلقت الدّنيا لهم ،
گفت : نيك خليلى بود خداى را ابراهيم ، ابتلا كردند او را صبر كرد ، و بدادند او را شكر كرد ، و اگر نه آنستى كه من بر عترت خود مىترسم ، از خداى در خواستمى تا ايشان را امامت دادى ، و لكن ايشان را با دنيا چه كارى كه ايشان را براى آخرت
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : صلواتى .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر و .
( 3 ) . دب ، آج ، لب : بخواندندى .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفتندى .
( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نعم .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر كه .
( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 124 .