تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
او هست در جاى خود بيايد - ان شاء اللَّه . * ( وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ ) * ، اراد به البذل و العطاء ، بذل و عطا خواست ، بيان وفايش ( 1 ) اين آمد : يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ سِرًّا وَعَلانِيَةً ( 2 ) . بعضى علما گفتند : * ( وَنَقْصٍ مِنَ الأَمْوالِ ) * ، اين نقصان مال منع ايشان از فدك است ، تا زهرا - عليها السّلام - مىگويد : بلى كانت لنا فدك من جميع ما اظلَّها ( 3 ) الفلك فسخت ( 4 ) بها نفوس قوم و شحّت ( 5 ) بها نفوس قوم آخرين . بعضى دگر گفتند : ترك غنيمت است للاشتغال بالقتال ، تا به غنيمت از قتال باز نماند ( 6 ) بر همّت او آن كمتر چيز بود ، چه همّت او جانها و نفوس ابطال بود نه نفايس اموال ، و سرهاى سران بود نه مالهاى گران بود .
انّ الاسود اسود الغاب همّتها يوم الكريهة فى المسلوب لا السّلب
نبينى كه چون عمرو عبد ودّ را از پاى بيفگند و خواست تا سرش بردارد ، او گفت : پسر عمّ مرا به تو يك حاجت است . گفت : چيست آن ؟ گفت : ان لا تكشف سوأة ابن عمّك و لا تسلبه حلَّته ، گفت : آن كه كشف عورت من نكنى و سلاح و جامهء من بنكنى ، گفت : ذاك اهون علىّ ، گفت : از همه چيز آن كمتر است بر من ، تا در مفاخرت بياورد در آن بيتها كه انشا كرد [ 179 - پ ] :
أ عليّ تقتحم الفوارس هكذا عنّي و عنهم اخبروا اصحابي
اليوم يمنعنى الفرار حفيظتي و مصمّم فى الهام ليس بنابي
فصددت حين تركته متجدّلا كالجذع بين دكادك و روابي
و عففت عن اثوابه و لو انّني كنت المقطَّر بزّني اثوابي
عبد الحجارة في سفاهة رأيه و عبدت ربّ محمّد بصواب
لا تحسبنّ اللَّه خاذل دينه و نبيّه يا معشر الاحزاب
تا عمر خطَّاب او را گفت : يا على چرا درع او رها كردى ، كه در همهء عرب كس درع چنان ندارد ؟ گفت : شرم داشتم كشف عورت پسر عمّ خود كردن ، و اين
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : عطايش . ( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 274 . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : اضلَّه . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : فشحت . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آج ، لب : و سحت . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : نمانند .