براى آن گفت كه عمرو عبد ودّ قرشى بود .
بعضى دگر گفتند : مراد تحريم صدقات است بر ايشان .
صادق را - عليه السّلام - پرسيدند از تحريم صدقات بر ايشان ، گفت :
انّ اللَّه تعالى نزّهنا عن غسالة اموال النّاس
، گفت : خداى تعالى ما را پاك داشت از دست شورهء ( 1 ) مالهاى مردمان .
بعضى از بزرگان در حقّ ايشان گفت : منعوا الدّنيا فلم يسئلوها و اعطوها فلم يقبلوها ، گفت : دنيا از ايشان باز داشتند ، ايشان بنخواستند ( 2 ) ، و چو ( 3 ) بدادنشان قبول نكردند .
* ( وَالأَنْفُسِ ) * ، گفتند : مراد خبر است كه او را دادند به قتل او پيش وقوع آن ، تا بر منبر و بيرون منبر باز مىگفت :
ما يحبس اشقاها ان يخضبها من فوقها بدم ،
و به دست اشارت مىكرد به محاسن و سر ، چه منع مىكند آن شقيترين امّت را كه بيايد و اين محاسن سپيد را از خون اين سر خضاب دهد .
* ( وَالثَّمَراتِ ) * ، يعنى خبر دادن رسول - عليه السّلام - او را به كشتن حسن به زهر ، و حسين به تيغ . حق تعالى ايشان را ثمرات خواند براى آن كه ميوهء دل رسول و قرّت عين ( 4 ) او بودند ، تا در خبر است كه : يكى را بر اين ران نشاندى و يكى را بر آن ران ، و گاه بوسه بر اين مىدادى و گاه بر آن .
يكى از امير المؤمنين على - عليه السّلام - پرسيد كه : ما بالنا الثّمرة احبّ الينا من الشّجرة ، گفت : ما چرا ميوه دوستتر از درخت مىداريم ، يعنى فرزند زاده را چرا دوستتر از فرزند مىداريم ؟ جواب داد او را كه : فرزندان ما ( 5 ) دشمنان مااند لقوله - عزّ و جلّ : إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَأَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ ( 6 ) . . . ، و فرزند [ ان ] ( 7 ) ايشان دشمنان ايشانند ، پس ايشان دشمنان دشمنان مااند ، و همه كس دشمن دشمن را [ 180 - ر ] دوست دارد .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، مب : دست سوده .
( 2 ) . اساس : بنه خواستند / بنخواستند .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : چون .
( 4 ) . دب : قرّة العين .
( 5 ) . مج ، وز : من .
( 6 ) . سورهء تغابن ( 64 ) آيهء 14 .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد .