* ( عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ ) * ، از اهل دوزخ ، و « جحيم » فعيل باشد به معنى مفعول من جحمة النّار و جحمها اى معظمها و جحمت النّار ، آتش بر افروختم ( 1 ) ، و « جحيم » به كثرت استعمال چون اسمى علم شده است دوزخ را ، و بهرى ( 2 ) دگر از مفسّران گفتند : جحيم از جمله نامهاى دركات است ، چون « لظى » و « سقر » و « هاويه » - نعوذ باللَّه منها .
* ( وَلَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصارى ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت : سبب نزول آيت آن بود كه جهودان مدينه و ترسايان نجران اميد مىداشتند كه رسول - عليه السّلام - موافقت ايشان كند در قبله . چون خداى تعالى قبله بگردانيد ، و فرمود كه روى به كعبه كن ، آيس ( 3 ) شدند و آن اظهار مودّت ( 4 ) كه مىكردند نيز نكردند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
بعضى دگر از مفسّران گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى جهودان بنزديك رسول آمدند و گفتند : اى محمّد ! اگر تو با ما هدنه اى و صلحى كنى ( 5 ) و با ما بسازى ( 6 ) ، ما به تو ايمان آريم . رسول - عليه السّلام - حرصا على ايمانهم [ 136 - پ ] با ايشان مدارا و مقاربتى مىكرد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد ، و معنى آن كه اگر بسيارى مساعده كنى با ايشان از تو راضى نشوند تا متابعت ملَّت و دين ايشان نكنى .
ابو العيناء به حاضر جوابى معروف بود ، يك روز در نزديك ( 7 ) متوكّل شد . متوكّل او را گفت : چه گويى در ابن مكرّم و عبّاس بن رستم ؟ گفت : هما الخمر و الميسر ، وَإِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما ( 8 ) . گفت : شنيدم كه با ايشان دوستى مىكنى ؟ گفت :
ابتعت الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَالْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ ( 9 ) . گفت : سعد بن عبد الملك ( 10 ) بر تو مىخندد ؟ گفت : إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ( 11 ) ، گفت :
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بر افروختيم .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بعضى .
( 3 ) . مر : مأيوس .
( 4 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : مودّتى .
( 5 ) . كنى / كنيد .
( 6 ) . بسازى / بسازيد .
( 7 ) . اج ، لب ، فق ، مر : بنزديك .
( 8 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 219 .
( 9 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 175 .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : سعيد بن عبد الملك .
( 11 ) . سورهء مطَّفّفين ( 83 ) آيهء 29 .