وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه ( 1 ) . . . ، و به معنى حكم بود في قوله : وَاللَّه يَقْضِي بِالْحَقِّ ( 2 ) . . . ، و به معنى اعلام بود في قوله : وَقَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ ( 3 ) . . . ، و به معنى گزاردن بود ، [ 135 - پ ] كقضاء الدّين و قضاء الصّلوة ، و منه قوله : فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَه ( 4 ) . . . ،
و امّا قوله - عزّ و جلّ - في قصّة موسى - عليه السّلام : فَوَكَزَه مُوسى فَقَضى عَلَيْه ( 5 ) . . . ،
گفتهاند ( 6 ) معنى آن است كه : فقتله ، اگر چه آن جا فايده اين مىدهد . امّا « قضاء » به معنى قتل نيامده است ، معنى آن است كه عمر بر او به سر آورد ، و اصل او در لغت احكام و اتمام بود ، چنان كه ابو ذؤيب گفت :
و عليهما مسرودتان قضاهما
داود أو صنع السّوابغ تبّع
و [ نيز به معنى ] ( 7 ) ايجاب و الزام [ بود ] ( 8 ) ، و اين اقسام عند تأمّل از اين دو بيرون نيست .
* ( فَإِنَّما يَقُولُ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * ، اين عبارتى باشد از سرعت وجود و نفى امتناع آن عند ارادت خداى - عزّ و جلّ - آن را بى تعذّر و تعسّر نه آن كه آن جا قولى باشد يا امرى ، براى آن كه قول با معدوم ، و امر معدوم را در حكمت نكو نباشد ، اين بر سبيل تشبّه ( 9 ) است به معنى ( 10 ) چنان كه يكى از ما كه چيزى خواهد كه بباشد ، طريق آن است كه گويد : « كن » تا بباشد ، و در حقّ خداى تعالى قول و امر بر اين تشبيه باشد ، همچنان كه در حقّ آسمان و زمين گفت : فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ ( 11 ) .
اهل اشارت گفتند : چنانستى كه گفت كار من به خلاف كار تو است ، چنان كه من به خلاف توام ( 12 ) . چون خواهى كه ( 13 ) كارى كنى تو را آلت بايد و ساز و عدّت و وقت و مهلت بايد ( 14 ) ، چون چيزى خواهم بيش از آن وقت نرود كه گوينده گويد :
هامش
( 1 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 23 .
( 2 ) . سورهء مؤمن ، ( 40 ) آيهء 20 .
( 3 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 4 .
( 4 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 23 .
( 5 ) ، 7 . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 15 .
( 6 ) . مر كه .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها افزوده شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : تشبيه .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : يعنى .
( 11 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 11 .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج تو .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها تا .
( 14 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق من ، مر و من .