نماى بر جاى پاكيزه تا نماز كنم . گفت : طهّر قلبك و صلّ حيث شئت ، دل پاك كن و هر جا كه خواهى نماز كن .
* ( وَقالُوا اتَّخَذَ اللَّه وَلَداً ) * ، در جهودان آمد كه گفتند : عزيز پسر خداست ، و در ترسايان كه گفتند : مسيح پسر خداست ، و در مشركان عرب كه گفتند : فريشتگان دختران خدااند ( 1 ) .
حق تعالى از ( 2 ) ايشان حكايت كرد كه : ايشان گفتند خداى فرزندى گرفت . و « ولد » لفظ جنس است ، صالح بود يكى را و جماعتى را ، از اين جا گويند : فلان من ولد فلان ، فلان از فرزندان فلان است [ 135 - ر ] .
آنگه رد كرد بر ايشان و جواب داد كه : * ( سُبْحانَه ) * ، منزّه است او از آن كه فرزند گيرد ، * ( بَلْ لَه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، بل او راست هر چه در آسمانها و زمين است ، و آن را كه ملك آسمان و زمين ( 3 ) او را باشد ، چه حاجت بود او را به آن كه فرزند گيرد ! چون همه بنده او باشند و در ملك و ملك او باشند . * ( كُلٌّ لَه قانِتُونَ ) * ، در معنى « كلّ » خلاف كردند در آيت .
بهرى ( 4 ) گفتند : مراد آن است كه همه از آنان كه شما ايشان را فرزند خوانديد از عيسى و عزير و فريشتگان ، همه خداى را قانت و مطيعند ، و اين قول مقاتل و يمان است .
بهرى ( 5 ) دگر گفتند : مراد اهل طاعت خدااند ، يعنى مطيعان خداى قانتند و مطيع ، و آنان را كه عاصى و كافرند در شمار نياورد و گفت : به ايشان اعتبار نيست ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و اختيار فرّاء .
بهرى ( 6 ) دگر گفتند : مراد جمله بندگان خدااند ، مؤمن و كافر و مطيع و عاصى .
آنگه در كافر دو طريق گفتند ، يكى آن كه : اگر چه ايشان مطيع و خاضع نيند ( 7 ) خداى ( 8 ) را ، و لكن سايهء ايشان ( 9 ) خداى را سجده مىكند في قوله :
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : حق تعالىاند .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفتار ايشان از .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : آسمانها و زمينها .
( 4 ) ، 5 ، 6 . همهء نسخه بدلها : بعضى .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : نهاند .
( 8 ) . مب : مر خداى .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز مب مر .