* ( كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ ) * ، بعضى مفسّران ( 1 ) گفتند : مراد پدران ايشانند كه از پيش ايشان بودند ، پيغمبران خود را همچنين گفتند . مقاتل گفت : مراد مشركان عربند كه محمّد را همين گفتند كه : تو بر چيزى نه اى .
ابن جريج گفت : عطا را پرسيدند ( 2 ) كه اينان كهاند ؟ گفت : امم انبياء سالفه ( 3 ) ، چون : نوح و لوط و هود و صالح و شعيب - عليهم السّلام - هر امّتى پيغمبر خود را تكذيب كردند ، و گفتند : تو بر چيزى نه اى ، * ( فَاللَّه يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * .
آنگه حق تعالى بر سبيل تهديد و وعيد گفت ( 4 ) : هر يكى از ايشان در حقّ خود بر وفق رأى خود تصويب قول خود و تخطئه مذهب خصم مىكند ، و هر يكى در قول خود مدّعى است ، و از ميان دو مدّعى حاكمى بايد خداى - جلّ جلاله - كه احكم الحاكمين است ، فرداى قيامت ميان ايشان حكم بكند در آنچه ايشان در آن خلاف مىكنند .
* ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّه ) * - الاية ، سبب نزول آيت آن بود در قول قتاده و سدّى كه : بخت نصّر و قومش براى كشتن يحيى زكريّا بيامدند و بنى اسرايل را بكشتند و فرزندان ايشان را به بردگى ( 5 ) ببردند و بيت المقدّس را خراب كردند .
بهرى ( 6 ) دگر گفتند : آن كه اين كرد مردى بود نام او ططوس بن اسيسا بيامد و با بنى اسرايل كارزار كرد و بيت المقدّس خراب كرد و آن را مزبله ساخت و جيف و سرگين در او بيفگند ( 7 ) و آن همچنان خراب بود ، تا چون مسلمانى قوّت گرفت مسلمانان آن را عمارت كردند ، خداى تعالى به اين آيت ايشان را خواست ، و به مساجد بيت المقدّس خواست ، و اضافت با خداى اضافت تخصيص است [ 133 - ر ] به تشريفى كه حق تعالى مساجد را داده بود بر دگر بقاع .
* ( أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه ) * ، « ان » مع الفعل در تأويل مصدر است ، و محلّ او از اعراب نصب است براى آن كه مفعول دوم « منع » است چه ( 8 ) او متعدّى باشد به دو
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر ديگر .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : پرسيدم .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : امم الانبياء السّالفه .
( 4 ) . مب كه .
( 5 ) . دب : برده .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بعضى .
( 7 ) . مب : بينداخت .
( 8 ) . دب ، آج ، لب ، مر : چو ، فق : چون .