آن كه نسخ و انسخ به يك معنى باشد . دگر آن كه : انسخت الكتاب اذا امرت بنسخه ( 1 ) . يقال : نسخت الكتاب و انسخته غيري اذا جعلته ناسخا له ، چنان كه : حفرت بئرا و احفرت زيدا بئرا ، اى جعلته حافرا لها .
قوله : * ( أَوْ نُنْسِها ) * ، جمله قرّاء خواندند : « او ننسها » ، مگر ابو عمرو و ابن كثير كه ايشان خوانند : « او ننساها » ( 2 ) . آنان كه « ننسها » خوانند ، من الانساء باشد ، افعال من النّسيان ، يا ( 3 ) از ياد ببريم ايشان را آن آيتها .
و قوّت اين قول و بيان او آن است كه ، روايت كردهاند كه ، سهل بن حنيف گفت : يك روز مردى در مجلس رسول خدا - صلَّى اللَّه عليه و آله - بر پاى خاست و گفت : يا رسول اللَّه ! چند آيت قرآن دانستم كه در نماز شب ( 4 ) خواندمى ( 5 ) ، دوش برخاستم فراموش كرده بودم . چندان كه خواستم تا ياد ( 6 ) آرم ، يك حرف يادم نيامد .
ديگرى برخاست ، گفت : مرا هم اين افتاد ، و ديگرى همچنين . رسول اللَّه - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت كه : بدانى كه چرا چنين بود ؟ خداى تعالى - جلّ جلاله ( 7 ) - آن آيتها منسوخ كرد ، و چون آيتى منسوخ كند از يادها و دلها ببرد . اين يك قول است در معنى * ( أَوْ نُنْسِها ) * [ 128 - ر ] .
وجهى دگر آن است كه : او نتركها ، و در اين وجه نسى و انسى به يك معنى باشد ، و نسيان در كلام عرب ترك بود ، من قوله تعالى : نَسُوا اللَّه فَنَسِيَهُمْ ( 8 ) . . . ، اى تركوا طاعة اللَّه فتركهم من الثّواب ، و كذلك قوله تعالى : كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى ( 9 ) .
و وجه دگر آن است كه : « ننسها » نأمر بتركها ، بفرماييم تا رها كنند ، چنان كه شاعر گفت :
انّ علىّ عقبة اقضيها
لست بناسيها و لا منسيها
هامش
( 1 ) . اساس : بنسخها ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها اما .
( 3 ) . مب : ما .
( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : شب در نماز .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مىخواندم .
( 6 ) . مب ، مر : با ياد ، فق : كه تا ياد ، مب ، مر : كه با ياد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 8 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 67 .
( 9 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 126 .