تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
امّا قوله : * ( إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ ) * ، در ( 1 ) اين وجه بر سبيل مجون و تخالع و استهزاء باشد ، چنان كه يكى از ما بر سبيل استهزاء و مجون گويد : نگر تا مىنخورى ، و غرض او آن باشد كه مىخورى ، و لكن اين بر سبيل استهزاء بگويد ، و اين تأويل روايت كرده‌اند از عبد اللَّه عبّاس . فاما بر قراءت او و حسن بصرى كه « ملكين » خواندند به كسر « لام » ، و گفتند : مراد دو پادشاه بودند ، تفسير انزال بر آن دهند كه از شهرهاى نجد و زمينهاى بلند سحر به آن دو پادشاه فرود آوردند نه از آسمان بر ايشان فرود آمد ، اين وجوهى است در تأويل آيت كه آيت را از آن ببرد كه سؤال سايل و طعن طاعن را در آن مجالى بود . امّا قوله : * ( وَما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ ) * ( 2 ) ، « ما » بى خلاف نفى است و « من » زيادت است ، و « حتّى » انتهاى غايت است . و « انّما » براى اثبات چيزى بود و نفى ما سواه . و معنى « فتنة » امتحان بود از قول عرب كه : فتنت الذّهب بالنّار و هذا دينار مفتون . امّا قوله : * ( فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ) * ، روا بود كه راجع بود با « ملكين » ، و روا بود كه راجع بود با كفر و سحر و از آن كه تعلَّم ( 3 ) مىكنند مردمانند ، و اين ضمير راجع است الى قوله : * ( يُعَلِّمُونَ النَّاسَ ) * ، و « ما » نكره موصوفه است ، و تقدير چنين است كه : و يتعلَّمون منهما شيئا يفرّقون به بين المرء و زوجه . و در معنى او چند وجه گفتند : يكى آن كه از سحر و تمويه و تلبيس چيزهايى ( 4 ) مىآموزند كه بدان سعايت و نميمت [ كنند ] ( 5 ) از ميان زن و شوهر تا مفارقت افگنند ميان ايشان - چنان كه رفت در آن حكايت . و وجهى دگر آن است كه : او را دعوت كنند با كفر و شرك ، چون او كافر شد زن ( 6 ) او رها شود بى طلاق . وجهى دگر آن است كه : در شرع سليمان [ 123 - ر ] عليه السّلام - چنان بود كه
هامش
( 1 ) . دب ، مر : بر . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر * ( حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ ) * . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : سحر آنان كه تعليم . ( 4 ) . دب ، مب كه . ( 5 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها از .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 86 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي