سربازان ديگر نتوانستند بجنگند زيرا از شهر دور بودند .
قصد ابن خرميل هم همين بود كه خندق پر از آب شود و گل و لاى نگذارد كه كسى به شهر نزديك گردد .
كسانى كه هرات را محاصره كرده بودند ، مدتى معطل ماندند تا آب فرو نشست .
حرفى كه حسين بن خرميل زده بود از بهترين نيرنگها به شمار مىرفت .
باز مىگرديم به پيكار سلطان محمد خوارزمشاه با ختائيان و اسير شدن او :
جنگ ميان خوارزمشاه و ختائيان ادامه يافت . در يكى از روزها كار جنگ بالا گرفت و دنباله پيدا كرد .
در اين جنگ مسلمانان شكست سختى خوردند ، بسيارى از ايشان كشته و بسيارى نيز گرفتار شدند . خود خوارزمشاه نيز يكى از اسيران بود ! با خوارزمشاه يكى از سرداران بزرگ نيز كه فلان بن شهاب - الدين مسعود خوانده مىشد اسير گرديد .
يك سرباز به تنهائى آن دو را اسير كرده بود .
لشكريان اسلامى به خوارزم رسيدند و سلطان خود را در ميان خود نديدند .
از اين رو ، خواهر كزلك خان ، صاحب نيشابور كه سرگرم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٤