ابن خرميل باشد . چون اين شهر از آن غياث الدين محمود غورى است و پيش از او نيز به پدرش تعلق داشت . »
به دستور امير جلدك ، حسين بن خرميل را در پاى ديوار شهر بردند .
حسين بن خرميل بدان وزير خطاب كرد و دستور داد كه شهر را تسليم كند .
ولى وزير نپذيرفت .
بنابر اين ، حسين بن خرميل در آن جا كشته شد و اين كيفر خيانت او بود .
راجع به خيانت او ، هنگامى كه در خدمت شهاب الدين غورى بود و آنچه او را وادار كرد تا دربارهء كسى كه به وى نيكىها كرده بود ناسپاسى كند و خيانت ورزد ، پيش از اين شرح داده شد .
امير جلدك ، پس از كشته شدن حسين بن خرميل نامهاى به سلطان محمد خوارزمشاه نگاشت و آنچه را كه روى داده بود باز گفت خوارزمشاه نيز پيش كزلك خان والى نيشابور و امين الدين ابو بكر صاحب زوزن ، كسانى را فرستاد و به آن دو امير دستور داد تا به هرات روند و آن شهر را محاصره كنند و بگيرند .
آن دو سردار نيز با ده هزار سوار رهسپار هرات شدند و در برابر شهر اردو زدند .
آنگاه براى وزير نامه نگاشتند كه تسليم شود .
ولى او اعتنائى به ايشان نكرد و گفت :
« من شما را شايستهء آن نمىبينم كه شهرى مانند هرات را
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٢