تسليمتان كنم . ولى اگر خوارزمشاه بدين جا بيايد ، شهر را به دو واگذار خواهم كرد . »
آن دو تن كه چنين پاسخى شنيدند ، با او به جنگ پرداختند و درين نبرد كوشش بسيار كردند ولى نتوانستند بر او چيره شوند .
حسين بن خرميل هرات را مستحكم كرده و چهار ديوار برايش ساخته و خندقى نيز گرداگردش كنده بود .
شهر را از خواربار و آذوقه نيز پر كرده و پس از فراغت از همهء اين كارها گفته بود :
« يك چيز باقى مانده ، آن هم تنها چيزى است كه من از بابت آن دربارهء اين شهر نگران و بيمناكم . آن هم اين است كه دشمنان ما جلوى آبهائى را كه در اطراف هرات روان است سدى ببندند و پس از چندين روز كه آب فراوانى در پشت سد جمع شد ، ناگهان سد را بگشايند و آب يكباره به سوى شهر سرازير شود و ديوار شهر را خراب كند و فرود آورد . »
كسانى كه هرات را محاصره كرده بودند ، همين كه اين سخن حسين بن خرميل را شنيدند ، در برابر آن آبها سد بستند و پس از آن كه آب در پشت سد به مقدار زياد بالا آمد ، آن را باز كردند و آبها را به سوى هرات روان ساختند .
آب گرداگرد هرات را فرا گرفت ولى به پاى ديوار شهر نرسيد ، زيرا زمين شهر بلند بود .
خندق شهر از آب پر شد و از اين گذشته اطراف آن هم پر از گل و لاى گرديد .
لشكر نيز ناچار از آن جا دور شد و به عقب رفت . از اين رو ،
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 193
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٣