محاصرهء هرات بود ، برايش پيام فرستاد و او را از آن حال آگاه ساخت .
كزلك خان به شنيدن اين خبر ، شبانه از هرات به سوى نيشابور حركت كرد .
امير امين الدين ابو بكر ، صاحب زوزن ، كه با او در محاصرهء هرات شركت كرده بود ، به حركت او پى برد . به همين جهة او و سردارانش مىخواستند از رفتن وى جلوگيرى كنند . اما ترسيدند كه ميانشان جنگى در گيرد . و مردم هرات نيز از اين اختلاف و زد و خورد استفاده كنند و فرصت را غنيمت شمارند و از شهر بيرون آيند و بر آنان بتازند و آنچه مىخواهند از ايشان به دست آورند .
روى اين فكر ، از در افتادن با كزلكخان و همراهانش خوددارى كردند .
خوارزمشاه پس از گرفتن نيشابور از غوريان ، ديوارش را ويران كرده بود .
كزلك خان ، نوسازى ديوار را آغاز كرد و خواربار و آذوقهء كافى به شهر رساند .
آنگاه به شمارهء لشكريان خويش افزود و بر آن شد كه چنانچه خبر نابودى سلطان محمد خوارزمشاه درست باشد ، بر خراسان دست يابد .
از سوى ديگر خبر نابودى سلطان محمد خوارزمشاه به برادرش ، على شاه ، رسيد كه در طبرستان بود .
او هم به شنيدن اين خبر ، مردم را به سوى خويش فرا خواند و خطبه را كه به نام برادر خود مىخواند قطع كرد و آمادهء تصاحب
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٥