آنان هم برگشتند و چهار روز پس از حركت فرستادهء حسين بن خرميل ، به هرات رسيدند در حالى كه فرستادهء ابن خرميل نيز پيشاپيش ايشان مىآمد .
ابن خرميل به ديدارشان شتافت و با بانگ طبلهائى كه به دست پيشروان لشكر نواخته مىشد ، به شهر داخلشان كرد .
همين كه وارد شهر شدند ، ابن خرميل ، ابن زياد فقيه را گرفت و چشمش را از كاسه در آورد .
قاضى صاعد را نيز از شهر بيرون راند .
از غوريان نيز هر كس را كه نزدش بود ، همچنين ، هر كسى را كه هواخواه غوريان ميدانست بيرون كرد .
آنگاه دروازههاى شهر را به دست خوارزميان سپرد و با آن لشكر براى جنگ با غياث الدين محمود رهسپار فيروز كوه شد .
اما غياث الدين ، او نيز به قصد هرات از فيروز كوه بيرون آمد و لشكرى را به سوى هرات گسيل داشت .
سپاهيان او يك مركز دامدارى را كه تعلق به مردم هرات داشت ، گرفتند .
خوارزميانى كه پاسدار هرات بودند ، بيرون آمدند و به هرات الرود و نواحى ديگر تاختند و به تاراج پرداختند .
غياث الدين هنوز در فيروز كوه بود كه خبر حملهء سلطان محمد خوارزمشاه به بلخ به گوش او رسيد .
لذا به همهء لشكريان خود فرمان داد تا به سوى هرات پيشروى كنند . فرماندهى اين لشكر را نيز به على بن ابو على سپرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٠