تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
ابن خرميل به شنيدن اين خبر از اظهار اطاعت نسبت به خوارزمشاه پشيمان شد و به ياران نزديك خود گفت : « ما خطا كرديم كه به فرمان اين مرد در آمديم . چون من اكنون او را زبون و ناتوان مىبينم . » آنگاه شروع به باز گرداندن لشكر خوارزمشاه كرد و به سرداران لشكر گفت : « خوارزمشاه كسى را پيش غياث الدين محمود فرستاده تا به او بگويد : من بر سر پيمانى كه ميان ماست ، استوار هستم . و از خراسان آنچه را كه به پدرت تعلق داشت به تو واگذار مىكنم . بنابر اين بهتر است اكنون بر گرديد تا ببينيم بعد چه خواهد شد . » در پى اين سخن هدايائى نيز براى سران لشكر فرستاد و آنان را باز گرداند . غياث الدين محمود ، همين كه خبر رسيدن لشكر خوارزمشاه به هرات را شنيد ، تيول ابن خرميل را گرفت و كسى را به كرزبان فرستاد و آنچه ابن خرميل در آنجا داشت ، از دارائى و فرزندان و چارپايان و غيره همه را گرفت و ياران او را به بند انداخت . در پى اين پيشامد ، غوريانى كه به حسين بن خرميل علاقه‌اى داشتند برايش نامه نوشتند كه : « اگر غياث الدين تو را ببيند ، خونت را خواهد ريخت . » مردم هرات وقتى شنيدند كه غياث الدين با خانوادهء ابن خرميل و دارائى او چه كرده ، بر آن شدند كه ابن خرميل را بگيرند و به غياث - الدين محمود نيز نامه‌اى بنويسند و از او بخواهند كه نماينده‌اى بفرستد