ابن خرميل به شنيدن اين خبر از اظهار اطاعت نسبت به خوارزمشاه پشيمان شد و به ياران نزديك خود گفت :
« ما خطا كرديم كه به فرمان اين مرد در آمديم . چون من اكنون او را زبون و ناتوان مىبينم . »
آنگاه شروع به باز گرداندن لشكر خوارزمشاه كرد و به سرداران لشكر گفت :
« خوارزمشاه كسى را پيش غياث الدين محمود فرستاده تا به او بگويد : من بر سر پيمانى كه ميان ماست ، استوار هستم . و از خراسان آنچه را كه به پدرت تعلق داشت به تو واگذار مىكنم .
بنابر اين بهتر است اكنون بر گرديد تا ببينيم بعد چه خواهد شد . »
در پى اين سخن هدايائى نيز براى سران لشكر فرستاد و آنان را باز گرداند .
غياث الدين محمود ، همين كه خبر رسيدن لشكر خوارزمشاه به هرات را شنيد ، تيول ابن خرميل را گرفت و كسى را به كرزبان فرستاد و آنچه ابن خرميل در آنجا داشت ، از دارائى و فرزندان و چارپايان و غيره همه را گرفت و ياران او را به بند انداخت .
در پى اين پيشامد ، غوريانى كه به حسين بن خرميل علاقهاى داشتند برايش نامه نوشتند كه : « اگر غياث الدين تو را ببيند ، خونت را خواهد ريخت . »
مردم هرات وقتى شنيدند كه غياث الدين با خانوادهء ابن خرميل و دارائى او چه كرده ، بر آن شدند كه ابن خرميل را بگيرند و به غياث - الدين محمود نيز نامهاى بنويسند و از او بخواهند كه نمايندهاى بفرستد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٨