تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
تا شهر هرات را تسليم وى كنند . قاضى صاعد ، قاضى هرات ، و ابن زياد در اين باره به غياث - الدين نامه نگاشتند . ابن خرميل همين كه شنيد كه غياث الدين با خانوادهء او چه كرده و مردم هرات نيز چه نقشه‌اى برايش كشيده‌اند ترسيد از اين كه مبادا در گرفتن او شتاب ورزند . بدين جهة پيش قاضى هرات حاضر شد و بزرگان شهر را نيز فرا خواند و با ايشان به نرمى سخن گفت و خود را با آنان نزديك ساخت و فرمانبردارى خود را نسبت به غياث الدين آشكار كرد . آنگاه گفت : « من هم اكنون لشكر خوارزمشاه را برگردانده‌ام و مىخواهم رسولى را پيش غياث الدين بفرستم و او را از فرمانبردارى خويش آگاه سازم . از شما هر كس كه سخنش در غياث الدين اثر مىكند نامه‌اى دربارهء فرمانبردارى من بنويسد تا آن را با اين رسول پيش غياث الدين بفرستم . » پيشنهادش را پسنديدند و نامه‌اى را كه مىخواست برايش نوشتند . حسين بن خرميل نامه را گرفت و بدست رسول داد و هنگامى كه مىخواست او را روانه كند ، سفارش كرد كه وقتى شب فرا رسيد به راه نيشابور برگردد و تند برود تا خود را به لشكر خوارزمشاه برساند و كارى كند كه آن لشكر دوباره به هرات باز گردد . فرستادهء او نيز دستور او را به كار بست و در جائى كه دو روز راه تا هرات فاصله داشت ، به لشكر خوارزم شاه پيوست و به آنان گفت كه باز گردند .