نام غياث الدين خطبه بخواند .
حسين بن خرميل جواب داد : « روز جمعه به نام او خطبه خواهيم خواند . »
در همين اوقات لشكرى كه به فرمان سلطان محمد خوارزمشاه براى هرات فرستاده شده بود ، به هرات نزديك گرديد .
از اين رو ، حسين بن خرميل دلگرمى يافت و روز جمعه ، وقتى كه دربارهء خطبه با او صحبت شد ، گفت :
« با رسيدن چنين دشمنى ما كار مهمترى در پيش داريم . »
گفت و گو درين باره ميان آنان به درازا كشيد و ابن خرميل از خطبه خواندن همچنان خوددارى مىكرد تا لشكر خوارزمشاه از راه رسيد .
ابن خرميل به ديدارشان شتافت و آنان را دم دروازهء شهر منزل داد .
لشكريان خوارزمشاه به او گفتند :
« خوارزمشاه به ما دستور داده است كه در هيچ كارى با شما مخالفت نكنيم . »
ابن خرميل درين خصوص از آنان سپاسگزارى كرد .
از آن پس هر روز براى ديدارشان از شهر بيرون مىرفت و دستورهائى مىداد و جيرهء بسيار در اختيارشان مىگذاشت .
در اين گير و دار براى حسين بن خرميل خبر رسيد كه سلطان محمد خوارزمشاه به بلخ رسيده و آن جا را محاصره كرده ، و چون فرمانرواى بلخ با او در بيرون شهر به جنگ پرداخته ، او نتوانسته خود را به شهر نزديك كند و در چهار فرسنگى شهر اردو زده است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٧