تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
نام غياث الدين خطبه بخواند . حسين بن خرميل جواب داد : « روز جمعه به نام او خطبه خواهيم خواند . » در همين اوقات لشكرى كه به فرمان سلطان محمد خوارزمشاه براى هرات فرستاده شده بود ، به هرات نزديك گرديد . از اين رو ، حسين بن خرميل دلگرمى يافت و روز جمعه ، وقتى كه دربارهء خطبه با او صحبت شد ، گفت : « با رسيدن چنين دشمنى ما كار مهم‌ترى در پيش داريم . » گفت و گو درين باره ميان آنان به درازا كشيد و ابن خرميل از خطبه خواندن همچنان خوددارى مىكرد تا لشكر خوارزمشاه از راه رسيد . ابن خرميل به ديدارشان شتافت و آنان را دم دروازهء شهر منزل داد . لشكريان خوارزمشاه به او گفتند : « خوارزمشاه به ما دستور داده است كه در هيچ كارى با شما مخالفت نكنيم . » ابن خرميل درين خصوص از آنان سپاسگزارى كرد . از آن پس هر روز براى ديدارشان از شهر بيرون مىرفت و دستورهائى مىداد و جيرهء بسيار در اختيارشان مىگذاشت . در اين گير و دار براى حسين بن خرميل خبر رسيد كه سلطان محمد خوارزمشاه به بلخ رسيده و آن جا را محاصره كرده ، و چون فرمانرواى بلخ با او در بيرون شهر به جنگ پرداخته ، او نتوانسته خود را به شهر نزديك كند و در چهار فرسنگى شهر اردو زده است .