او و را از نيرومندى مردم بلخ آگاه ساخت .
سلطان محمد به دريافت اين پيام در ماه ذى القعده اين سال به سوى بلخ روانه شد .
همين كه به بلخ رسيد ، فرمانرواى بلخ آمادهء كارزار شد و با خوارزميان به پيكار پرداخت .
سلطان محمد حريف مردم بلخ نشد زيرا شمارهء ايشان بسيار بود . از اين رو دست از جنگ بداشت و به استراحت پرداخت .
همين كه شب فرا رسيد ، بىخبر بر آنان حمله برد و مردم بلخ به بدترين گونه غافلگير شدند .
امير بلخ در برابر اين محاصره پايدارى كرد زيرا از سوى سروران خويش ، يعنى فرزندان بهاء الدين صاحب باميان ، انتظار كمك داشت و آنها هم ، چنان كه ذكر خواهيم كرد ، به سبب گرفتارى در غزنه ، نمىتوانستند بلخ را دريابند .
سلطان محمد خوارزمشاه چهل روز در برابر بلخ ماند .
در اين مدت ، هر روز سوار مىشد و به جنگ مىپرداخت .
بسيارى از يارانش كشته مىشدند و هيچ كارى هم از پيش نمىبرد .
از اين رو به وسيلهء محمد بن على بن بشير غورى ، به عماد - الدين امير بلخ پاداش گزافى وعده داد تا در برابر آن شهر بلخ را تسليم وى كند .
ولى عماد الدين نپذيرفت و گفت : « شهر را واگذار نمىكنم مگر به صاحبانش . »
سلطان محمد خوارزمشاه كه ديد محاصرهء بلخ به نتيجهاى نمىرسد ، تصميم گرفت از آن جا به هرات برود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٣