در آن جا نماز گزارد .
سپس سوار شد و به خانهء پدر خويش رفت و در آن جا اقامت گزيد . رسوم پدر خود را از نو معمول داشت و اطرافيان او را به كار گماشت .
عبد الجبار بن محمد كيرانى ، وزير پدرش ، به نزدش آمد .
و غياث الدين او را به وزارت خود منصوب ساخت .
غياث الدين محمود در نيكوكارى و دادگسترى نيز راه پدر خويش را در پيش گرفت .
براى او پس از فراغت از كار علاء الدين ديگر جاى نگرانى باقى نماند جز از بابت حسين بن خرميل كه در هرات بود و ميبايست او را به زير فرمان خود بكشد .
از اين رو براى ابن خرميل نامه نگاشت و پيام فرستاد و او را به جاى پدر خويش گرفت و به نزد خود فرا خواند .
حسين بن خرميل در تاريخ هشتم ماه رمضان خبر مرگ شهاب الدين را شنيده بود .
به شنيدن اين خبر بزرگان قوم را گرد آورد كه صاعد بن فضل سيارى قاضى هرات ، على بن عبد الخلاق بن زياد مدرس مدرسهء نظاميهء هرات ، شيخ الاسلام رئيس هرات ، رئيس علويان و كلانتران محلهها ، از آن جمله بودند .
به ايشان گفت :
« خبر در گذشت سلطان شهاب الدين براى من رسيده است .
من در دسترس خوارزمشاه هستم و از محاصرهء اين شهر مىترسم .
بدين جهة مىخواهم سوگند ياد كنيد كه مرا در برابر هر كس كه با من
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٢