تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
بعد ، وقتى كه على بن ابو على ، صاحب كالوين ، غياث الدين را از حال حسين بن خرميل آگاه ساخت ، غياث الدين بر آن شد كه به هرات روى آورد . ولى برخى از سردارانى كه با وى بودند ، او را به ترديد انداختند و توصيه كردند كه به دشمنى با او نپردازد و صبر كند كه ببيند آخر كارش چگونه خواهد شد . از سوى ديگر ، ابن خرميل دربارهء كار غياث الدين محمود با ياران خويش به كنكاش پرداخت . على بن عبد الخلاق بن زياد كه در مدرسهء نظاميهء هرات تدريس مىكرد و توليت همه موقوفات خراسان را داشت كه در دست غوريان بود ، به او گفت : « بهتر است كه خطبه به نام سلطان غياث الدين بخوانى و زبانبازى را كنار بگذارى . » حسين بن خرميل پاسخ داد : « ولى مىترسم كه قصد جان مرا بكند . پس برو و از او قول بگير كه به من آسيبى نرساند . » ابن خرميل از اين حرف قصدش آن بود كه على بن زياد را از خود دور كند . ابن زياد با پيامى كه داشت پيش غياث الدين رفت و او را آگاه ساخت از اين كه ابن خرميل چگونه مىخواست او را فريب دهد و به سلطان محمد خوارزمشاه بگرود . با اين سخنان ، غياث الدين محمود را برانگيخت كه به هرات حمله‌ور شود . و به او گفت :