تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
فاقد علم سخنان علمى و يا از كسى كه فقط فقيه است سخنان منظم فلسفى و رياضى و ادبى و يا از كسى كه فقط حكيم است آثار فقهى يا رياضى صادر شود مثلا هيچيك از ما كه صاحب جواهر را مىشناسيم شك نداريم كه او فقيه بزرگى بوده است و حال آنكه او را نديده‌ايم و اگر هم مىديديم نمىتوانستيم مستقيما از ضمير او آگاه شويم اما كتاب جواهر او دليل قاطعى است بر اينكه مؤلف آن فقيه بزرگى بوده است . ممكن است كسى بگويد قطع و علمى كه ما در اين گونه مسائل داريم به اين معنى نيست كه هيچگونه احتمال خلافى در كار نيست بلكه به اين معنى است كه احتمال خلاف در حساب احتمالات آنقدر ضعيف است كه هيچ عقل سليمى آن را به حساب نمىآورد احتمال خلافى كه در كار است احتمال تصادف و اتفاق است مثلا در مورد كتاب جواهر ما قاطع هستيم كه مؤلف آن فقيه بزرگى بوده اما نه به اين معنى كه هيچگونه احتمال اينكه او فقيه نبوده و اين نوشته ها از روى تصادف و اتفاق تنظيم شده باشد ندهيم خير احتمال اينكه مؤلف جواهر فقيه نبوده و نوشته ها تصادفا تنظيم شده است وجود دارد ولى بقدرى آن احتمال ضعيف است كه قابل به حساب آمدن نيست و لهذا مىگوييم قطع و علم داريم كه صاحب جواهر فقيه بزرگى بوده نه ظن و گمان احتمال تصادف در اين گونه موارد به شكل يك كسر از عددهائى كه ما مىشناسيم از قبيل يك صدم يك هزارم يك ميليونيم يك مليارديم و غيره نيست بلكه به صورت كسر از يك عددى است كه در وهم ما نمىگنجد مثل اينكه فرض كنيم عدد يك را رسم كنيم و در طرف راست آن آنقدر صفر بگذاريم كه بكره ماه برسد احتمال تصادف در اين گونه موارد از قبيل يك احتمال در مقابل اين عدد غير قابل تصور از احتمالات است ولى بهر حال همين اندازه احتمال هست . ما بعدا در باره اين مطلب بحث خواهيم كرد در اينجا همين قدر مىگوييم اين اندازه احتمال كه قابل به حساب آمدن نيست مانعى ندارد ما با اينكه اين گونه احتمالات را كه فقط با يك نيروى عظيم رياضى مىتوانيم وجود آنها را كشف كنيم نه اينكه در وجدان خود چنين احتمالاتى را احساس نمائيم در باره هر مؤلف و نويسنده اى مىتوانيم بدهيم مثلا مىتوانيم احتمال بدهيم همين نوع احتمال كه سعدى با همه اين آثار ذوقى و ادبى يك ذره ذوق ادبى نداشته و تصادفا اين نثر و نظمها بر زبانش جارى شده است يا بو على بوئى از فلسفه و طب نبرده است و تصادفا و بدون توجه كه قلم را روى كاغذ مىكشيده يك سلسله مسائل منظم و نقل اقوالهاى صحيح و تحقيقات قابل استفاده از آب در آمده است و همچنين صاحب جواهر كه جواهر را مىنوشته است