تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
استنشاق مىكنيم فصل مشبعى در باره شرائط امكان پيدايش حيات بحث مىكند در خاتمه فصل چنين مىگويد اكسيژن و ئيدروژن و اسيد كربونيك چه به تنهائى و چه در حال تركيب و اختلاط با همديگر از اركان اوليه حيات جانداران بشمار مىروند و اساسا مبناى زندگانى در زمين بر آنها استوار است از ميان ميليونها احتمال حتى يك احتمال هم نمىرود كه همه اين گازها در آن واحد در سياره اى جمع شوند و مقدار و كيفيت آنها هم به طورى متعادل باشد كه براى حياه كافى باشد از طريق علمى كه توضيحى در باره راز طبيعت نمىتوان داد اگر هم بخواهيم بگوئيم همه آن نظم و ترتيبات تصادفى بوده آن وقت بر خلاف منطق رياضى استدلال كرده‌ايم . پس معلوم مىشود پيدايش حيات را در روى كره زمين حمل بر تصادف كردن خلاف عقل سليم است بر حسب نظريات علمى امروز ريشه نسلى حيوانها و گياهها يك چيز است يك سلول بوده است كه به دو شعبه مختلف نباتى و حيوانى منشعب شده است اكنون ببينيم آيا بنا بر همين نظريات ممكن است اين انشعاب را با تصادف و اتفاق توجيه كنيم خصوصا با توجه به نيازى كه اين دو شعبه به يكديگر دارند يا مجبوريم بپذيريم آن انشعاب نيز از روى عمد و قصد بوده است . كرسى موريسون در صفحه 58 كتاب خويش مىگويد در آغاز ظهور حيات در كره ارض اتفاق عجيبى رخ داده است كه در زندگى موجودات زمين اثرات فوق العاده داشته است يكى از سلولها داراى اين خاصيت عجيب شد كه بوسيله نور خورشيد پاره اى تركيبات شيميائى را تجزيه كند و از نتيجه اين عمل مواد غذائى براى خود و ساير سلولهاى مشابه تدارك نمايد اخلاف و نوادگان يكى از اين سلولهاى اوليه از غذائى كه توسط مادرشان تهيه شده بود تغذيه كردند و نسل حيوانات را بوجود آوردند در حالى كه اخلاف سلولى ديگر كه به صورت نبات در آمده بود رستنىهاى عالم را تشكيل داده و امروز كليه مخلوقات زمينى را تغذيه مىنمايند آيا مىتوان باور كرد كه فقط بر حسب اتفاق يك سلول منشا حيات حيوانات و سلول ديگر ريشه و اصل نباتات گرديده است . نكته جالب در اينجا اينست كه نباتات و حيوانات كه بعدها از اين دو سلول انشعابى اوليه پديده آمده‌اند مكمل و نيازمند به يكديگرند بدون هر يك