تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
از خورشيد جدا شده‌اند در باره حيات گفته مىشود كه در اثر جمع شدن يك سلسله شرايط شيميائى پديد آمده است و سپس طبق ناموس تكامل رشد و تكثير يافته تا به امروز رسيده است در باره اندامهاى گياهها و حيوانات و انسان گفته مىشود طبق اصول نشوء و ارتقاء خود به خود به حكم طبيعت پديد آمده‌اند و در باره عقل و هوش و روح انسانى گفته مىشود كه جز خاصيت مادى تركيبات شيميائى چيزى نيست . ما فرضيه لاپلاس را در باره اينكه زمين قطعه اى است كه از خورشيد جدا شده است و فرضيه كسانى كه مىگويند آغاز حيات به صورت پيدايش يك موجود تك سلولى بوده است و فرضيه كسانى كه انسان و حيوان و گياه را از يك ريشه مىدانند كه تدريجا تطور يافته است عجالتا مىپذيريم اما مىخواهيم ببينيم آيا با تصادف و اتفاق يعنى عدم دخالت شعور و اراده ممكن است همين فرضيه ها را توجيه كرد يا نه بهتر است از زبان خود دانشمندان جديد بشنويم كرسى موريسون در صفحه 10 كتاب راز آفرينش انسان مىگويد برخى ستاره شناسان معتقدند كه احتمال نزديكى دو ستاره بهم تا حدودى كه قوه جاذبه آنها در هم فعل و انفعال كند و آنها را بسوى يكديگر بكشاند به نسبت يك به چند ميليون مىباشد احتمال آنكه دو ستاره به همديگر تصادم نمايند و باعث تجزيه و تلاشى يكديگر شوند بقدرى نادر است كه از حوصله قدرت محاسبه خارج مىباشد . پس معلوم مىشود فرضا اين فرضيه را بپذيريم كه زمين قطعه اى است كه در اثر يك تصادم و برخورد از خورشيد جدا شده است بايد فرض كنيم كه عمد و قصدى در كار بوده است كه آن برخورد و تصادم بوجود آيد و هدف خاصى از اين كار منظور بوده است كه همان پيدايش حيات و سپس حيوان و بعد انسان بعنوان هدف اصلى مخلوقات زمين است . و اما پيدايش حيات فرض مىكنيم كه جمع شدن يك سلسله شرائط مادى و شيميائى براى پيدايش حيات كافى باشد يعنى فرض مىكنيم كه حيات خاصيت خود ماده است نه فعليتى جوهرى و اضافى بر فعليت ماده خود اين جمع شدن شرايط با تصادف و اتفاق قابل توجيه نيست كرسى موريسون در صفحه 154 كتاب خويش مىگويد ممكن نيست تمام شرائط و لوازمى كه براى ظهور و ادامه حيات ضرورى است صرفا بر حسب تصادف و اتفاق در آن واحد بر روى سياره اى فراهم شود ايضا در همين كتاب پس از آنكه در فصل سوم تحت عنوان گازهائى كه ما