تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
هر كس تا حدودى مىتواند خطوط و سطور كتاب خلقت را بخواند و يك سلسله معانى از آنها درك كند و قصد و فكر مؤلف آن را دريابد هر كسى مىتواند نظامات حكيمانه و آثار و علائم به كار رفتن تدبير و اراده را در كار خلقت روشن استنباط كند هر چند درس ناخوانده و بيابانى باشد ولى البته اگر كسى با علوم طبيعى آشنائى داشته باشد به تناسب معرفتش به اين امور نظامات و آثار و علائم وجود و حكمت و تدبير را در كار خلقت بيشتر ادراك مىكند . قرآن كريم با اصرار و ابرام بى نظيرى افراد بشر را به مطالعه در خلقت و ساختمان موجودات به منظور شناختن خداوند سوق مىدهد و همچنين در كلمات پيشوايان دين كه نمونه اش خطبه هاى نهج البلاغه و توحيد مفضل و برخى دعاها و برخى احتجاجات ائمه اطهار است عنايت فوق العاده اى به اين مطلب شده است نظر به اينكه ذكر اجمالى چندان مفيد نيست و تفصيل و تشريح از حدود اين كتاب خارج است ما از ذكر آيات و خطب و احاديث و دعوات و احتجاجات مربوطه صرف نظر مىكنيم و به وقت ديگر موكول مىنمائيم . مسلما براى عامه مردم بهترين راه شناساندن خداوند همين راه است اكنون مىخواهيم ببينيم كه چگونه است كه تشكيلات و نظامات ساختمان موجودات بر وجود خداوند عليم و حكيم دلالت مىكند . جواب اين پرسش روشن است همان طورى كه اصل پيدايش يك اثر بر وجود نيروى مؤثر دلالت مىكند صفات و خصوصيات آن اثر نيز مىتواند تا حدود زيادى آئينه و نشان دهنده صفات مؤثر بوده باشد مثالى ذكر كنيم ما افراد انسان مستقيما از محتويات ضمير و افكار و انديشه ها و ملكات اخلاقى و روحى يكديگر آگاه نيستيم و نمىتوانيم آگاه باشيم بديهى است كه نه من مىتوانم مستقيما ضمير شما را بخوانم و بلا واسطه از نيت و صفات اخلاقى شما آگاه گردم و نه شما مىتوانيد مستقيما از ضمير من آگاه شويد ولى در عين حال تا حد زيادى به محتويات ضمير يكديگر پى مىبريم بدون آنكه كوچكترين ترديدى به خود راه دهيم . ما در باره شخص معينى اعتقاد علمى پيدا مىكنيم و او را به عنوان عالم مىشناسيم به چه دليل به دليل آثار قولى و كتبى كه از او ديده‌ايم ما يكى را فقيه ديگرى را حكيم سومى را رياضىدان چهارمى را اديب ميدانيم چرا براى اينكه از اولى سخنان و نوشته هاى فقهى و از دومى سخنان و نوشته هاى حكمى و از سومى رياضى و از چهارمى ادبى شنيده و ديده‌ايم به حكم سنخيتى كه لازم است ميان اثر و مؤثر بوده باشد امكان ندارد كه از
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 40 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى