من به خوبى مىپذيرم كه سرچشمه زندگى مذهبى دل است و قبول هم دارم كه فرمولها و دستور العملهاى فلسفى مانند مطلب ترجمه شده اى است كه اصل آن به زبان ديگرى باشد . [ 1 ]
هم او مىگويد عموما معتقدند كه ايمان خود را بر پايه هاى فلسفى محكم ساختهاند و حال آنكه مبناى فلسفى بر روى ايمان قرار دارد . [ 2 ]
پاسكال كه بقول مرحوم فروغى محبت را برتر از عقل مىداند و بنياد علم و اعتقاد را بر اشراق قلبى قرار مىدهد مىگويد به وجود خدا دل گواهى مىدهد نه عقل و ايمان از اين راه به دست مىآيد و هم او مىگويد دل دلائلى دارد كه عقل را به آن دسترس نيست . [ 3 ]
برگسون نيز به نقل مرحوم فروغى معتقد است به دو نوع ديانت و دو نوع اخلاق و براى هر يك از دو نوع مبدا و سرچشمه خاص قائل است سافل و عالى مبدا سافل صلاح هيئت اجتماعيه است و مبدا عالى فيضى است كه از عالم بالا مىرسد در باره آن نوع ديانت كه از مبدا عالى سرچشمه مىگيرد مىگويد آن همان مايه دانشى است كه در جانوران غريزه و در انسان عقل را به وجود مىآورد از آن مايه دانش در انسان قوه اشراقى به وديعه گذاشته شده كه در عموم به حال ضعف و ابهام و محو است ولى ممكن است كه قوت و كمال يابد تا آنجا كه شخص متوجه شده كه آن اصل اصيل در او نفوذ دارد مانند آتشى كه در آهن نفوذ و آن را سرخ مىكند به عبارت ديگر اتصال خود را به مبدا در مىيابد و آتش عشق در او افروخته مىشود هم تزلزل خاطرى كه از عقل در انسان رخ كرده مبدل به اطمينان مىگردد هم علاقه اش از جزئيات سلب شده به طور كلى به حيات تعلق مىگيرد عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از او است . [ 4 ]
يكى از دانشمندان روانشناس معاصر كه به اصالت حس دينى در عمق
هامش
[ 1 ] همان مدرك .
[ 2 ] همان مدرك .
[ 3 ] سير حكمت در اروبا جلد 2 صفحه 14 .
[ 4 ] سير حكمت در اروبا جلد 3 صفحه 321 .