تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة مقدمة 31

مساهمون:

صمقدمة ٣١
تسلسل در علل مقارنه وجود واجب در راس سلسله اثبات مىگردد . از نظر فلسفه عللى كه علوم آنها را علل مىشناسند معداتند نه علل و بعبارت ديگر مجرا مىباشند نه ايجاد كننده و آفريننده در اين گونه علل تسلسل يعنى رشته بى نهايت به هيچ وجه امتناع ندارد . بهر حال خدمتى كه علوم بتوحيد مىكند از راه نظامات غائى است كه در كتاب راه طى شده بدان استناد جسته نشده است اما از راه نظامات فاعلى كه بدان استناد جسته شده است علوم هيچگونه خدمتى نمىتوانند بكنند و تنها فلسفه است كه از اين راه ميتواند خدمت كند . حقيقت اينست راهى كه مؤلف دانشمند راه طى شده با كمال صفا و خلوص نيت طى كرده است آن چنان بيراهه است كه مجالى براى استدلال از راه نظام غائى كه دانشمندان به اقتباس از قرآن مجيد آن را راه اتقان صنع اصطلاح كرده‌اند نمىگذارد . كتاب نامبرده پس از بحث بالا اشكالى طرح مىكند و به پاسخ آن مىپردازد مىگويد اشكالى كه دانشمندان غير خداپرست دارند اينست كه مىگويند چگونه كسى را كه نمىشناسيم و نمىتوانيم توصيف كنيم قبول نمائيم بعلاوه وقتى كه به خدا قائل شديم بايد پى آن برويم كه او از كجا آمده و چگونه درست شده است پس چون مسئله حل نمىشود و نقطه مجهول يك مرحله عقب ميرود بهتر است پاى خود را از حدود محسوسات طبيعت فراتر نگذاريم و از وجود و عدم خدا فعلا صحبت نكنيم . در جواب آقايان بايد گفت اولا هيچ پيغمبرى و بنا بر اين خود خدا نخواسته ما خدا را كما هو بشناسيم و وصف كنيم سهل است منع هم كرده‌اند آنچه را ما بتوانيم وصف يا