تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة مقدمة 29

مساهمون:

صمقدمة ٢٩
نمود از راه نظام غائى بود نه نظام فاعلى كه مؤلف دانشمند كتاب راه طى شده بان استناد جسته‌اند خدمات علوم به توحيد از اين راه بود كه علوم تا حدود زيادى در دل طبيعت راه يافت و تا هر جا كه رفت بيش از پيش به نظم دقيق ساختمان اشياء و رابطه تشكيلات داخلى اشياء با يك سلسله هدفهاى پيش بينى شده پى برد و بعبارت ديگر علوم هر اندازه كه بيشتر به راز درونى اشياء پى برد بيشتر به مسخر بودن طبيعت و به خود واگذار نبودن آن ايمان و اذعان پيدا كرد هدف قرآن هم از دعوت به مطالعه حسى و تجربى طبيعت از نظر خدا شناسى اينست كه به مخلوق و مسخر بودن طبيعت و اينكه قوه اى ما فوق قواى طبيعى طبيعت و قواى طبيعت را اداره و تدبير مىكند پى ببريم و ايمان پيدا كنيم . مطالعه حسى طبيعت و تفكر در زمين و آسمان و آنچه در آنها است از نظر توحيد و خدا شناسى كيفيت و ماهيتى دارد و حد و رسالتى كيفيت و چگونگىاش اينست كه نظامات داخلى اشياء مورد دقت قرار گيرد تا روشن شود كه قواى طبيعت براى تامين يك سلسله هدفها فعاليت مىكنند و ميان فاعلها و غايتها رابطه مستقيم برقرار است اما حد و رسالتش اينست كه مخلوقيت طبيعت و وجود قوه يا قوائى شاعر و حاكم بر طبيعت را بر ما روشن مىكند و بيش از اين رسالتى ندارد و نمىتواند داشته باشد اينست كه گفتيم راه مطالعه طبيعت از نظر توحيد و خدا شناسى جاده اى است كه تنها تا مرز ماوراء طبيعت كشيده شده است . اما نظام فاعلى كه مؤلف دانشمند آن كتاب بدان تمسك جسته‌اند كوچكترين خدمتى به توحيد نكرده و نمىتوانسته است بكند علوم از نظر نظامات فاعلى تنها كارى كه مىكند اينست كه بقول شما ثابت مىكند كه هيچ پديده اى مستقل و اتفاقى نيست بلكه وابسته به پديده يا پديده هاى ديگر است و هم ثابت مىكند كه پديده ها معلول دخالت خدايان و موجودات نامرئى كه مشركين و غير مشركين حوادث را بدانها توجيه
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة مقدمة 29 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى