تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة مقدمة 30

مساهمون:

صمقدمة ٣٠
مىكردند نيست و از اينرو ثابت مىكند يك نظام متقن على و معلولى ميان خود پديده ها حكمفرما است و اين رشته از بى نهايت سرچشمه گرفته و تا بى نهايت ادامه دارد اما كجاى اين مطلب با توحيد ارتباط دارد مگر ماديين كه منكر خدا هستند وجود نظام متقن على و معلولى را به اين صورت انكار دارند . آيا خدا كه انبيا بدان دعوت كردند يعنى مجموع نظام غير متناهى علت و معلول . اينكه طبيعت در همه جا يكسان عمل مىكند دليلى جز بر وحدت نوعى عناصر طبيعت نيست و به هيچ وجه بر وجود قوه اى واحد احد صمد بسيط غير متجزى ثابت دائم ازلى قاهر غالب دلالت نمىكند . آيا اين سخن پذيرفته است كه وجود موجود واحد ازلى حى فعال عليم قدير مريد سميع بصير مسلط و قاهر بر طبيعت و خالق و آفريننده آن از ساخته هاى فلسفه يونان است و پيغمبران چنين چيزى نگفته‌اند پيغمبران آمده‌اند كه مردم را به طبيعت دعوت كنند و اعتقاد به خدايان و ارواح و شياطين را از بين ببرند آيا اين جز سپر انداختن در مقابل ماديين است . نظام فاعلى علت و معلول ميتواند در مسائل توحيد مورد استفاده قرار گيرد ولى به مفهوم فلسفى علت و معلول نه بمفهوم علمى آن مفهوم علمى علت و معلول عبارت است از رابطه و پيوستگى وجودى حوادث زمانى كه متواليا يكديگر را تعقيب مىكنند و در متن زمان پشت سر يكديگر قرار گرفته‌اند اما مفهوم فلسفى آن از يك تحليل عقلى سر چشمه مىگيرد كه هر حادثه بدليل علائم امكان ممكن شناخته مىشود و بدليل نياز ذاتى ممكن به علت حدوثا و بقائا وجود علتى مقارن و همزمان و محيط بر او كشف مىشود سپس آن علت مقارن در ميان دو فرض ممكن و واجب قرار مىگيرد و بنا بر فرض ممكن بودن بدليل امتناع
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة مقدمة 30 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى