تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
شرح
هر ترجيح بلا مرجحى مستلزم ترجح بلا مرجح است زيرا فاعل كه بالفرض با دو فعل نسبت متساوى دارد و فاعليت هر دو را در حد قوه دارد اگر بخواهد با يكى از دو فعلها نسبت بيشترى پيدا كند مستلزم اينست كه خودش خود به خود از قوه به فعليت برسد پس ترجيح يكى از دو فعل از طرف فاعل مستلزم ترجح قبلى در وجود خود فاعل است كه بدون عامل محال است برخى متكلمين خواسته‌اند از راه اينكه بهترين دليل امكان يك شىء وقوع آن است بر امكان ترجيح بلا مرجح استدلال كنند لهذا مسئله دو گرده نان براى گرسنه و يا دو راه متساوى براى فرارى رغيفى الجائع و طريقى الهارب را مطرح كرده‌اند غافل از اينكه اين گونه مثالها آنگاه دليل است كه ما بر جميع عواملى كه ممكن است دخالت داشته باشند احاطه داشته باشيم . در اين گونه موارد آنقدر عوامل آشكار و پنهان در شعور ظاهر و شعور باطن دخالت دارد كه از احاطه ما خارج است برهان عقلى را با اين مثالهاى عاميانه نتوان رد كرد . پس از اين سه مقدمه مىگوئيم اگر دو واجب الوجود يا بيشتر وجود داشته باشد به حكم مقدمه اول كه هر موجودى كه امكان وجود پيدا مىكند و شرائط وجودش تحقق مىيابد از طرف واجب افاضه وجود به او مىشود بايد به اين موجود افاضه وجود بشود و البته همه واجبها در اين جهت نسبت واحد دارند با او و اراده همه آنها على السواء بوجود او تعلق مىگيرد پس از طرف همه واجبها بايد به او افاضه وجود بشود . و از طرف ديگر به حكم مقدمه دوم وجود هر معلول و انتساب آن معلول به علتش يكى است پس دو ايجاد مستلزم دو وجود است و چون معلول مورد نظر امكان وجود واحد بيش ندارد پس جز امكان انتساب به واحد ندارد در اين صورت انتساب معلول به يكى از واجبها نه واجب ديگر با اينكه هيچ امتيازى و رجحانى على الفرض ميان آنها نيست ترجح بلا مرجح است و انتساب او به همه آنها مساوى است با تعدد وجود آن معلول به عدد واجب الوجودها اين نيز محال است زيرا فرض اينست كه آن چيزى كه امكان وجود يافته و شرائط وجودش محقق شده يكى بيش نيست و اگر فرض كنيم امكان وجودهاى متعدد در كار است در باره هر يك از آنها اين اشكال وجود دارد يعنى هر واحد از آن متعددها بايد متعدد شود و هر يك از اين متعددها نيز بايد متعدد شود و همچنين الى غير النهايه و هرگز به واحدهائى كه متعدد نشوند منتهى نگردد پس نتيجه اينكه هيچ چيز وجود پيدا نكند .