.
شرح
و البته اين به آن معنى نيست كه انبياء و اولياء نقشى در بالا بردن سطح معرفت پيروان خود ندارند انبياء و اولياء و مخصوصا رهبران اسلام نقش بسيار مؤثرى در اين جهت دارند و مىتوانند داشته باشند .
تعليمات اسلامى بزرگترين منبع الهام بخش معارف الهى است ولى فرق است ميان كسى كه بخواهد از اين تعليمات الهام بگيرد و نيروى فكر و انديشه خود را به راهنمائى اين الهامات به كار اندازد يعنى مسائل را به صورت علمى و عبور از مقدمه به نتيجه و استنتاج نظريات از بديهيات هضم كند و ميان كسى كه يك مدعا را صرفا از روى تعبد و اعتماد به گوينده تلقى به قبول نمايد .
بسيارى و بلكه عمده معارف الهى در فلسفه اسلامى خصوصا در حكمت متعاليه كه اكنون مبرهن و مسلم و قطعى است و در قله معارف الهى قرار گرفته است آغازش الهاماتى است كه روشندلان از مضامين آيات و روايات و ادعيه اسلامى گرفتهاند .
از مقصود اصلى دور افتاديم مقصود اينست كه در اين برهان كه نبوت پايه و مبنا قرار گرفته است به اين شكل نيست كه به سخن نبى استناد شده و با اعتماد به گفته او مطلب تلقى به قبول شده است مقصود اينست كه خود نبوت به عنوان يك پديده از پديده هاى جهان دليل بر يگانگى خداوند است اول عين جمله على ع را در اين زمنيه نقل مىكنيم و سپس به توضيح و تشريح آن مىپردازيم .
على ع خطاب به فرزندش حسن ع مىفرمايد :
و اعلم يا بنى انه لو كان لربك شريك لاتتك رسله و لرايت آثار ملكه و سلطانه و لعرفت افعاله و صفاته و لكنه إله واحد كما وصف نفسه لا يضاده فى ملكه احد .
يعنى اگر براى پروردگارت شريكى مىبود پيامبرانى از طرف او آمده بودند و بعلاوه آثار ملك و تسلط او را مىديدى و افعال و صفات او را مىشناختى لكن او خداى يگانه است آنچنانكه خود خود را بيگانگى توصيف كرده است ملك ملك او است و معارضى در ملك او نيست شاهد بحث ما جمله اول است اين دليل از نوع قياس استثنائى است ملازمه اى ميان مقدم و تالى برقرار شده و از نفى تالى نفى مقدم استنتاج شده است .