. . .
شرح
برهان تمانع مبتنى بر تضاد و تخالف خواستهاى و اراده ها نيست بلكه مبتنى بر امتناع وجود هر حادثه ممكن است از ناحيه تعدد اراده ها يعنى اگر واجب الوجود متعدد باشد با فرض هماهنگى و توافق اراده ها نيز تمانع وجود دارد اين برهان مبتنى بر سه مسئله است الف واجب الوجود بالذات واجب من جميع الجهات و الحيثيات است اين مقدمه را بعدا توضيح خواهيم داد در اينجا همين قدر توضيح مىدهيم كه در ذات واجب هيچگونه حيثيت امكانى و بالقوه نمىتواند وجود داشته باشد اگر عالم است عالم بالوجوب است نه بالامكان و اگر قادر است قادر بالوجوب است نه بالامكان و همچنين . . . و لهذا او كه فياض و خلاق است فياض و خلاق بالوجوب است نه بالامكان يعنى محال است كه موجودى امكان وجود داشته باشد و از طرف واجب الوجود افاضه وجود به او نشود .
ب معلول حيثيت وجودش و حيثيت انتسابش به علت ايجاديش يكى است يعنى در معلول دو حيثيت در كار نيست كه بيك حيثيت منتسب به فاعل و علت باشد و به حيثيت ديگر موجود باشد اين مطلب همان است كه بوسيله صدرالمتالهين بيان شده و به تعبير خود او وجود معلول عين ربط و انتساب به علت است و به همين جهت وجود و ايجاد يكى است نه دوتا ما اين مطلب را در پاورقىهاى جلد سوم اصول فلسفه توضيح دادهايم .
ج ترجيح بلا مرجح محال است اين مقدمه چندان نيازى به توضيح ندارد اگر يك شىء نسبت به دو شىء نسبت متساوى داشته باشد محال است كه بدون دخالت يك عامل خارجى اين توازن به هم بخورد و نسبتها تغيير كند .
ترجيح بلا مرجح معمولا در مورد فاعلها اطلاق مىشود و ترجح بلا مرجح در مورد اثرها و هر دو محال است .
ترجيح بلا مرجح يعنى اينكه فاعلى نسبت به دو اثر مختلف و متغاير نسبت متساوى داشته باشد و هر دو بيك نحو براى او ممكن باشد و او به يكى از آنها انتساب پيدا كند و او را به وجود آورد فاعل كه طبعا در چنين موردى فاعل بالقوه است نه بالفعل فاعليت نسبت به هر دو را در يك حد بالقوه واجد است چنين فاعلى يا از حد قوه به فعليت نمىرسد و يا اگر مىرسد و يكى از دو فاعليت صورت فعليت پيدا مىكند حتما به موجب يك عامل و مرجحى بيرون از ذات فاعل است اما ترجح بلا مرجح يعنى اينكه فعلى و اثرى در حد قوه و امكان باشد و بدون اينكه علت و عاملى دخالت كند خود به خود از عدم به وجود و از قوه به فعليت برسد .