تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
را براى ماهيت جوهر اثبات كرده‌اند اول نفس چنان كه در مقاله 3 مبرهن كرديم نفس ما جوهرى است مجرد از ماده كه افعالش ابتدائا از ماده بروز كرده و متصدى افعال بدنى مىباشد چنان كه روشن است نظير اين سخن را در نفوس ساير حيوانات نيز مىتوان گفت . دوم عقل و آن جوهرى است مجرد از ماده كه هيچگونه تعلق ذاتى و فعلى به ماده ندارد فلاسفه الهى به وجود چنين موجودى اقامه برهان كرده‌اند چنان كه در مقاله 14 خواهد آمد . سوم جسم گذشتگان فلاسفه پس از اثبات وجود جوهر مادى در جهان طبيعت متوجه شده‌اند كه همه اجسام خاصه اى مشترك مانند حجم دارند و از اين روى حكم كرده‌اند كه جسم نوعى است از جوهر آن گروه از فلاسفه كه ماده به معنى هيولى اثبات كرده‌اند ناچار جوهر جسمانى را به سه قسم هيولى صورت حسى و جسم كه نتيجه تركيب آنها است تقسيم كرده‌اند ولى با اثبات حركت جوهرى بايد هيولى را جهتى از جهات وجود جسم دانست نه موجود مستقلى در برابر جسم . چهارم صورت نوعى اختلاف آثارى كه در اجسام گوناگون جهان مشهود است با تذكر اصلى كه در آغاز سخن گفته شد ايجاب مىكند كه به حسب اختلاف آثار جسمانى تقسيم ديگرى در خود جوهر جسم انجام گرفته و در نتيجه مطلق جسم صورتهاى تازه جوهرى پيدا كند . ولى چون نظر ساده ما گاهى خطا كرده و يك اثر مركبى را