كنند در نتيجه عرض را نفى كرده و به جوهر افزودهاند و با روش پراگماتيسم به سوى اصالت عمل گرويده و از اندوخته هاى حسى ما كه از خارج مىگيريم صفت بيرون نمائى را سلب نموده و ادراكات ديگر ما را كه حسى نيستند از همين صور حسى خود مىدانند و در اين صورت اگر ما بسيار هنر نمائى كنيم جهانى بيرون از خود مىتوانيم اثبات كنيم اگر بتوانيم و اما اينكه تشخيصاتى ديگر در جهان داده و قضاوتهائى در جوهر و عرض و ديگر مسائل فلسفى داده باشيم ديگر دست ما كوتاه است
اقسام جوهر
مقدمتا بايد دانست كه اگر ما خواسته باشيم از براى موضوعى توسعه جنسى داده و انواعى اثبات كنيم تنها راهش آن است كه در ميان افرادش اختلاف و تباين در آثار خواص پيدا كرده و از آن راه مبادى آن احكام مختلفه را مختلف شماريم .
مثلا حجم را به انواع مختلفه كره و اسطوانه و مكعب و مخروط و منشور و همچنين سطح را به سطح مستوى و منحنى از راه اختلاف خواص رياضى كه در افراد مختلفه آنها پيدا مىشود تقسيم مىنمائيم .
و از اينجا روشن مىشود كه اگر ماهيت جوهر كه از راه ويژه خود در خارج اثبات شده انواعى داشته باشد بايد اختلافى در احكام افرادش بروز كند .
و با اعتماد به اين حقيقت گذشتگان فلاسفه اقسام زيرين