نيز به ملكولها و ملكول را به اتمها و اتم را به اجزاى ديگرى مانند پروتون و الكترون تجزيه نموده 4 ماده را به انرژى و انرژى را به ماده قابل تحول فرض كرده و با اين فرضيه جهان طبيعت به انرژى بر مىگردد كه حركت است از اين روى امروز فلسفه نيز طبق اصول مسلمه خود با حفظ اين نظريات نوعيتهاى جسمانى جوهرى اثبات خواهد كرد .
بنا بر اين از آنجائى كه جسميت پيدا شده و تركيب شروع مىشود هر تركيب تازه خواص تازه اى ايجاد مىكند تا آنجا كه تركيبات خاتمه مىپذيرد هر تركيب تازه داراى خواص بسيط تازه يك صورت نوعى جوهرى مخصوص به خود دارد و مجموع چندين نوع كه نوع تازه اى به وجود مىآورند ماده هستند و صورت نوعى تازه صورت نوعى آنها است و مجموع صورت و ماده يك نوع تازه مىباشد .
و اما فرضيه كه ماده را نتيجه تراكم يافتن انبوهى از انرژى مىگيرد چون تا كنون از راز تراكم انرژى و پيدايش حجم پرده برداشته نشده نوعيت جوهرى ويژه جسم كه نخستين نوع پديده نوعى شمرده مىشود در اعتبار خود باقى است
اقسام عرض
گذشتگان فلاسفه از مشائين كه در راس آنها ارسطاطاليس فيلسوف شهير يونانى قرار دارد و بزرگان فلاسفه اسلام مانند فارابى ابن سينا و صدر المتالهين پس از اثبات وجود عرض آن را به قسمت