تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
خواهند بود و چون واقعيت خارج اين نياز را رفع كرده و نيازمندها را به وجود آورده است ناچار وجوداتى در خارج داريم كه قائم به ذات جوهر هستند و اين گونه وجودات نيازمند اعراض با آنها قائم بوده خواص و آثار آنها شمرده مىشوند از اين بيان نتيجه گرفته مىشود كه : « مهيات خارجى بر دو قسمند جوهر و عرض » آزمايش علمى چه مىگويد ممكن است در نتيجه گذشته روى روشى كه اخيرا گروهى از دانشمندان مانند اگوست كنت و جيمز و ديگران پيش گرفته‌اند اشكال و خرده گيرى شده گفته شود علوم بجز حواس و تجربه به چيز ديگر اعتماد نمىكند و ما از راه حواس تنها به خواص و اعراض مايل مىشويم آرى از راه الهام ذهنى عده اى از خواص و اعراض را يك واحد فرض كرده و به آن نام جوهر و صورت جوهرى مانند انسان درخت و جز آنها داده و خواص را از آن آنها مىشماريم و البته الهام ذهنى تا از بوته آزمايش علمى بيرون نيايد كسب اعتبار نخواهد نمود اتفاقا آزمايش علمى نيز بجز خواص چيزى نمىيابد كه رسيدگى كند انسان مثلا در نگاه نخستين كه درختى را مىبيند در واقع عرض طول عمق نسبتهاى گوناگون ديگر رنگهاى بسيار روشنى تاريكيهاى بىشمار حس مىكند و پس از آن با وزش بادى مثلا كه همه آنها به يك سوى حركت مىكنند وحدتى در ميان آنها استوار كرده و آن مجموعه را