عرض ماهيت تاليف نمىشود فصل بايد بسيط باشد از مجموع دو فصل ماهيت تاليف نمىشود اينها و مانند اينها مسائلى هستند كه در كتب منطق بيان شده اند
جوهر و عرض
در مقاله پنجم گفته شد كه ما گاهى كه خود نفس را با انديشه و حالات نفسانى خود من ادراك اراده مورد توجه قرار دهيم و هميشه اين مشاهده در ما موجود است و سپس حال وجودى آنها را با همديگر بسنجيم آشكارا خواهيم ديد كه وجود ادراك و اراده با وجود نفس قائم است نه به عكس .
يعنى ما نمىتوانيم انديشه خود را بى من تصور كنيم ولى من بدون تصور انديشه خود قابل تصور است با علم به اينكه اين وصف نه از اين راه است كه تصور ما اين گونه است بلكه متصور ما اين گونه است .
و به بيان ديگر وجود ادراك و اراده عين وجود نفس نيست ولى خارج از وجود من نيز نمىباشد اينها كه خواص و آثار خود نفس شمرده مىشوند چيزهائى هستند كه وجود آنها در وجود نفس پيچيده و منطوى بوده و نيازمند به وجود نفس مىباشند يعنى دو گونه وجود است كه يكى از آنها در تحقق خود محتاج به ديگرى است كه او را مهد خود موضوع قرار داده و نام هستى را دارا شود ما اين دو وجود را به نام جوهر و عرض مىناميم .
پس جوهر مهيتى است كه وجودش قائم با خود بوده و