تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
و معنى ندارد كه قابل و پذيرنده چيزى با آمدن مقبول و مطلوب خود از ميان برود . 4 با پيدايش فعليت امكان آن از ميان مىرود . مثلا تخم سيب كه امكان در آن مىباشد با پيدايش صورت سيب امكان مربوط به اين صورت سيب شخصى را از دست مىدهد اگر چه نسبت به صورت ديگر و صورتهاى مادى ديگر امكان را در بر دارد زيرا چنان كه تخم سيب مىتواند سيب شود سيب نيز مىتواند با تجزيه چيز ديگرى شود و بالاخره در امتداد سير و تكاپوى طبيعى خود دوباره سيب شود . و در نتيجه تخم سيب مثلا مىتواند بى واسطه سيب اول و با واسطه كم يا زياد سيب دوم و چيزهايى ديگر شود . و از همين جا دو نظريه ديگر روشن مىشود اول ماده جسمانى امكان صور غير متناهى را دارد . تنها چيزى كه هست اينست كه نسبت به هر يك از صورتها قبول خاصى دارد و با دورى و نزديكى و داشتن و نداشتن واسطه اختلاف پيدا مىكند . دوم ماده به واسطه امكان به دورى و نزديكى متصف مىشود و اين خود گواه ديگرى بر ثبوت امكان مىباشد ( 9 ) زيرا اين دورى و نزديكى صفتهائى هستند خارجى و ناچار و ناگزير موصوف آنها نيز مانند خود آنها وجود دارد . بايد دانست كه در هر جا نسبت و ارتباط وجودى پيدا شود چون
شرح
( 9 ) حالتى نيست كه در آن حالت تمام امكانات ماده جسمانى از وى سلب شود ماده جسمانى نه معدوم مىگردد و نه از وى سلب امكان مىشود